آرزوهایی که با یونیک فاینانس بر باد رفت

شاید نام شرکت یونیک فاینانس به گوش شما هم خورده باشد؛ این شرکت که به صورت هرمی در زمینه بورس تقلبی فعالیت می‌کند، حالا شاکیان زیادی دارد.

به گزارش سیار نیوز، این روزها سرمایه گذاری در یک بازار مالی امن، دغدغه تمام مردم دنیاست. جهان در روزهای پساکرونایی آنچنان با مشکلات اقتصادی مواجه شده است که هر فردی در هر سنی احساس می‌کند اگر سرمایه درست و حسابی نداشته باشد، کلاهش پس معرکه است!

در روزگاری نه چندان دور، وقتی نوسان قیمت دلار آغاز شد، بسیاری از مردم به سمت صرافی‌ها روانه شدند تا سرمایه خود را به دلار تبدیل کنند. از اوایل سال ۱۳۹۵ نیز بازار بورس اوراق بهادار برای مردم ایران به مأمنی برای ذخیره سرمایه‌شان تبدیل شد. در آن روزها سود بورس برای خیلی از مردم راضی کننده بود و روزهای سبزش افراد بسیاری به سرمایه گذاری وسوسه کرده بود. بورس، دلار، طلا و بازارهایی از این دست هرکدام به نوعی ریسک خاص خودش را داشت. از همین رو، عده‌ای به دنبال نوعی سرمایه گذاری بودند که امن‌تر از این حرف‌ها باشد و در عین حال سود خوبی عاید سرمایه گذار شود.

در همین شرایط بود که شرکت یونیک فاینانس ناگهان از ناکجاآباد پیدایش شد و با وعده سرمایه گذاری پر سود، بسیاری از افراد را در دام خود گرفتار کرد. در این گزارش با سه تن از مالباختگان این شرکت در رابطه با آشنایی‌شان با شرکت یونیک فاینانس و نحوه کلاهبرداری آن‌ها به گفت‌وگو نشستیم.

داستان مینا

مینا مهفام، زنی جوان است که در حرفه پرستاری مشغول به کار است. او دوست صمیمی‌اش را عامل آشنایی‌اش با شرکت یونیک فاینانس معرفی می‌کند و شرح ماجرا را اینگونه آغاز کرد:

مژگان همکار من بود. ۵- ۶ سالی می‌شد که با هم دوست‌های صمیمی بودیم به طوری‌که ارتباط خانوادگی داشتیم. در ابتدا مژگان زندگی بسیار ساده‌ای داشت. او در یک منطقه دور افتاده در ملارد کرج زندگی می‌کرد و به ظاهر برای گذران زندگی در تنگنا بود. از یک جایی به بعد تماس‌های مشکوکی می‌گرفت و با افرادی به صورت تلفنی راجع به بازار بورس صحبت می‌کرد. این مکالمه‌ها طوری طراحی شده بود که فرد شنونده کنجکاو شود و در رابطه با مکالمه سوال‌هایی بپرسد.

از آنجایی‌که ما تقریباً هیچ چیز پنهانی از یکدیگر نداشتیم، من نیز از او در این رابطه سوال پرسیدم که این معاملات تلفنی را به چه منظور انجام می‌دهد و جریان این بازار بورس چیست؟ او نیز که حالا متوجه تغییرات مالی اساسی در زندگی‌اش شده بودم، از درآمد دلاری خود از یک بازار بورس بین‌المللی گفت و خب در شرایط اقتصادی آن زمان هر فردی به دنبال افزایش درآمد خود بود.

وقتی که شور و اشتیاق او را از این سرمایه گذاری دیدم، من هم تصمیم گرفتم مثل او وارد بازار بورس مذکور شوم. مژگان یک شرکت کارگزاری به نام شرکت یونیک فاینانس که سهام بورس نزدک را داشت به من معرفی کرد.

شرکت یونیک فاینانس باتلاقی پر از برندهای بزرگ

مژگان فعالیت شرکت یونیک فاینانس را اینطور معرفی کرد که شخص سرمایه گذار به خرید و فروش سهام‌های تاپ دنیا نظیر اپل، نایکی، BMW، نتفلیکس، رولز رویس و … مشغول خواهد شد. در حقیقت این شرکت ۱۸ سهام معروف دنیا را خرید و فروش می‌کرد.

برای فعالیت در شرکت یونیک فاینانس باید به عنوان حداقل میزان سرمایه گذاری ۱۰۰۰ دلار پرداخت می‌کردیم تا یک حساب کاربری به نام ما باز شود. اینطور به ما وعده داده شده بود که به ازای هر هزار دلار بین ۶۰ تا ۸۰ دلار سود ماهیانه دریافت خواهیم کرد. اولین سوالی که از مژگان پرسیدم این بود که آیا این شرکت با شرکت هرمی اتباطی دارد؟ او اینطور پاسخ داد که به هیچ عنوان ربطی به شرکت‌های هرمی ندارد و صرفاً به عنوان یک سرمایه گذار ساده می‌توانیم وارد شویم. از آنجایی که مشغله کاری داشتم و از طرفی به مژگان اعتماد کامل داشتم کارت بانکی‌ام را به او دادم و از او خواهش کردم خودش تمام واریزی‌های مربوطه را انجام دهد. در حقیقت من آنقدر به مژگان اعتماد داشتم که مطمئن بودم هیچ کلاهبرداری‌ای در کار نیست.

حساب کاربری جعلی و بازی با اعداد

این مالباخته در میان حرفهایش به این نکته اشاره کرد که در مقابل واریز مقدار قابل توجهی پول به حساب شرکت یونیک فاینانس، هیچ رسیدی دریافت نکرده بود. او ماجرا را اینگونه ادامه داد: بعد از اینکه مژگان از کارت اعتباری من مبلغ مورد نظرم برای سرمایه گذاری را به حساب شرکت یونیک فاینانس واریز کرد، به اسم من یک حساب کاربری در سایت این شرکت باز شد. مانند هر کارگزاری دیگری ما نام کاربری و رمز داشتیم. یک PDF خرید هم برای ما ارسال شد که اتفاقاً بسیار ساده طراحی شده بود. در این PDF، نام کاربری ما، مبلغ سرمایه گذاری شده، نام کوچک و اطلاعاتی از این دست نوشته شده بود.

متاسفانه از آنجایی که تقریباً هیچ کارگزاری‌ای در ایران به شما رسید خرید نمی‌دهد، ما به ساختار این PDF شک نکردیم. البته لازم به ذکر است که برای خیلی‌ها همین PDF هم ارسال نشده بود. بعد از مدتی من کمی پول نزد مژگان داشتم یعنی کمی پول از من قرض گرفته بود. او به جای بازپرداخت بدهی‌اش آن مبلغ را به عنوان کادوی تولد برای من به عنوان حساب کاربری دیگری در سایت ثبت کرد. بعدها متوجه شدم که این حساب کاربری تنها محلی برای بازی با اعداد بوده و هیچ رسمیتی نداشته است.

نمایان شدن تدریجی چهره هرمی شرکت یونیک فاینانس

به گفته مینا قرار بود هر ماه سودی معادل با ۶۰ تا ۸۰ دلار به حساب کاربری‌اش واریز شود اما بعد از گذشت چند ماه، از سود خبری نبود. پرستار مالباخته داستان پر و پیچ و خمش را با شرح اینکه چطور هر بار برای واریز سود باید با مژگان تماس می‌گرفت ادامه داد: بعد از ۴ ماه از مژگان پیگیری کردم که بالاخره سود این سرمایه گذاری چه زمانی به حساب من واریز خواهد شد؟ او نیز بلافاصله بعد از تماس من ۴۰۰ دلار به عنوان سود به حساب کاربری‌ام واریز کرد و من متاسفانه دوباره اعتماد کردم. این تنها سودی بود که به صورت اعدادی بی مصرف از شرکت یونیک فاینانس دریافت کردم.

بعد از دو سه ماه دوباره پیگیر شدم. مژگان به منظور فریب دادن من گفت کارمزد چنج کردن سودها از دلار به ریال در حال افزایش است؛ لذا بهتر است دو الی سه ماه یک بار به فکر برداشت سود باشم تا کارمزد بیشتری پرداخت نکنم. به نظر حرفش منطقی بود و راضی شدم. با پیگیری‌های بیشتر من در ماه‌های بعد، مژگان مدعی شد که سایت شرکت در حال آپدیت شدن است و بهتر است به جای برداشت سود و نقد کردن سودها، آن‌ها را در همان محل پرتفوی ذخیره کنم تا از این طریق زمان برداشت، پول بیشتری عاید من شود. این گونه حتی پرداخت کارمزد نیز خود به خود منتفی می‌شد و من از این بابت خوشحال بودم.

تا اینکه به جایی رسیدیم که از مژگان هیچ خبری نبود. وقتی از او خبر گرفتم و پیگیر سودهای پرداخت نشده شدم، گفت تو به اکانت شخصی‌ات دسترسی داری پس می‌توانی خودت پول‌‌هایت را نقد کنی. از او روش نقد کردن را جویا شدم که گفت باید به شرکت ورودی اضافه کنی. یعنی افرادی را به عنوان زیر مجموعه معرفی کنی. درست مانند گروه‌های هرمی.

لیدرهای یونیک فاینانس از فرش به عرش رسیدند!

مینا می‌گوید وقتی متوجه شدم که باید مانند شرکت‌های هرمی زیر مجموعه به گروه اضافه کنم تا بتواند پولم را نقد کنم شوکه شدم. به مژگان اعتراض کردم و گفتم در ابتدا گفته بودی که شرکت یونیک فاینانس هیچ ارتباطی با شرکت‌های هرمی ندارد. مژگان در جواب این اعتراض با لحن بدی به من گفت: توجه کن که تو پولت را در بانک سرمایه گذاری نکردی که راحت سود بگیری! اگر نیاز به برداشت داری باید ورودی اضافه کنی!

بعد از مدتی هم دیگر به هیچ وجه پاسخ تماس‌ها و پیام‌های مرا نمی‌داد.

اینجا بود که با یکی از دوستانم به نام علی صحبت کردم و ماجرا را برای او تعریف کردم. از قبل میدانستم که او نیز به طور اتفاقی از طریق سرشاخه دیگری به شرکت یونیک فاینانس متصل شده است. علی وقتی مشکل مرا شنید اظهار کرد که خدش هم دچار همین مشکل شده است. او یک درگاه به نام EOS به من معرفی کرد که از طریق آن می‌توانستم ایمیلی برای شکایت از سرشاخه، به شرکت یونیک فاینانس  ارسال کنم.

او در خصوص اینکه چرا قبل از پیوستن به چنین شرکتی تحقیق نکرده است گفت: حقیقت ماجرا این است که من بسیار به مژگان اعتماد داشتم و دوست صمیمی من بود. به همین دلیل اصلاً به او شک نکردم. او اصلاً وضع مالی خوبی نداشت و همانطور که گفتم در محله‌ای دور افتاده از ملارد کرج زندگی می‌کرد اما حالا جلوی بیمارستان ایران مهر خانه خریده است و سفرهای آنچنانی می‌رود. در آن زمان برای من مشاهده عوض شدن وضع زندگی او یک دلیل موجه بود برای اینکه بتوانم بیشتر اعتماد کنم.

فریب مردم با استفاده از ظاهر و اسامی موجه

مینا داستانش را اینطور ادامه داد: وقتی میخواستم به شرکت یونیک فاینانس وارد شوم نیز از سوی فردی به نام سید احمد احمدی پرزنت(معارفه و مصاحبه برای ورود به گروه) شدم که به اصطلاح سرشاخه یا تاپ لیدر این شرکت بود. او خود را استاد دانشگاه و مدرس فقه معرفی کرد و ظاهری بسیاری مؤمن و موجه داشت. بعد از اینکه من از سوی مژگان بی توجهی دیدم، به علی خبر دادم.

من و علی بعد از حدود یکسال یکدیگر را در یک مهمانی ملاقات کرده بودیم و با صحبت در رابطه با بیزینس و سرمایه گذاری متوجه شدیم که هر دوی ما در این شرکت سرمایه گذاری کرده‌ایم. البته سرشاخه‌های ما متفاوت بودند.

او پیشنهاد داد که به شرکت ایمیل بزنم و گزارش تخلف تاپ لیدرها را رد کنم. بعد از مشورت با علی یک ایمیل فارسی و یک ایمیل انگلیسی برای شرکت یونیک فاینانس فرستادم.

در آن ایمیل از لیدرها شکایت کرده بودم و سودهای پرداخت نشده‌ام را مطالبه کردم. بعد از گذشت سه روز از ارسال ایمیل، مژگان با من تماس گرفت و با لحن بدی به من اعتراض کرد که چرا آن ایمیل‌ها را ارسال کرده‌ام.

بعد از کلی توهین و تهدید تماس را پایان داد. بلافاصله بعد از او، آقای احمدی تماس گرفت و به همین منوال با من رفت کرد. ۵ روز بعد از این اتفاق حساب کاربری من در سایت شرکت یونیک فاینانس مسدود شد و درگاه به طور کل از دسترس من خارج شد. وقتی با مژگان تماس گرفتم و علت را جویا شدم او گفت این نوعی تنبیه در پاسخ به آن ایمیل اعتراضی‌ست و من نباید چنین کاری انجام می‌دادم.

مسدود شدن حساب کاربری به بهانه بدهی

مینا در رابطه با نوع سرمایه گذاری‌اش در شرکت یونیک فاینانس گفت: قراردادهای ما به صورت دوساله بسته شده بود و اینطور بود که اجازه برداشت کل وجه در طول این دوسال را نداشتیم. اگر هم خیلی اصرار داشتیم که وجه را پس بگیریم سودی که باید به ما تعلق می‌گرفت از کل پول کم می‌شد. یعنی به هرحال ما برای حفظ اصل پولمان مجبور بودیم دوسال صبر کنیم. حالا با وجود اینکه فقط چندماه از قرارداد من باقی مانده بود، حساب کاربری من بسته شد.

در این شرایط، علی من را با یک گروه تلگرامی آشنا کرد که مربوط به اعضای این شرکت بود و گفت شاید از این طریق بتوانم پیگیری کنم. وقتی کاربری من مسدود شد تنها راه ارتباطی من با شرکت یونیک فاینانس، یک شماره تلفن با عنوان دپارتمان حقوقی بود که در برای بیان مراتب اعتراضم می‌توانستم با آن‌ها تماس بگیرم. وقتی با این شماره تماس گرفتم اولین سوالشان این بود که آیا شما بدهی دارید؟ من به آن‌ها توضیح دادم که کل سرمایه من ۲ هزار دلار است و نه تنها بدهی ندارم، بلکه سودی نیز دریافت نکرده‌ام. اما آن‌ها به من اعلام کردند که از سوی لیدر من اعلام شده که به دلیل بدهی کاربری‌ام مسدود شده است.

به گفته مینا حتی شماره دپارتمان حقوقی نیز با کلی تاخیر پاسخ معترضین را می‌داد.

مالباختگان متحد می‌شوند

او در ادامه می‌گوید: اگر بیش از یک پیام برای این شماره در فضاهای مجازی ارسال می‌کردیم اعتراض می‌کردند که چرا ترافیک کاری ایجاد می‌کنید و ما وقتی برای پاسخگویی نداریم. آخرین امید من برای بازپس‌گیری سرمایه‌ام، ورود به گروه تلگرامی مذکور بود. من بلافاصله بعد از ورودم به گروه، عکس لیدرها و مشخصات آن‌ها را ارسال کردم و ماجرا را توضیح دادم. بعد از چند روز احمدی با من تماس گرفت و گفت پول تو دست ما نیست و دست شرکت هست و باید با خود آن‌ها تسویه کنی. من به او پیشنهاد دادم که خودش پول من را تسویه کند و حساب کاربری‌ام را برای خودش بردارد و خودش با شرکت طرف حساب شود. اما او قبول نکرد و گفت اگر پولت را می‌خواهی شکایت کن.

حالا نیز ما با چند نفر دیگر از مالباختگان شکایت کرده‌ایم و منتظریم ببینیم آیا رسیدگی به پرونده ما آغاز می‌شود یا خیر. در ادامه گفت‌وگو از مینا پرسیدیم که اگر شما ورودی به شرکت معرفی می‌کردید، سرشاخه‌های شرکت یونیک فاینانس با شما همکاری می‌کردند؟ مینا در پاسخ گفت: بله کاملاً! مژگان به من گفته بود که اگر ورودی داشته باشم بدون کارمزد، اعتبار ۴۰۰ دلاری مرا که به عنوان سود به حسابم واریز کرده بود برایم چنج خواهد شد.

در حقیقت داستان ورودی گرفتن این است که شما به ازای معرفی هر فرد ۲۰ الی ۲۵ درصد پورسانت دریافت می‌کردید. در حقیقت ماجرای پانزی از اینجا شروع می‌شد! پورسانت ورودی گرفتن، برابر بود با همان سودی که شما از شرکت یونیک فاینانس طلب داشتید.

من هیچ سندی برای ارائه ندارم!

وقتی از مینا پرسیدیم که آیا همزمان با شکایت از شرکت یونیک فاینانس از مژگان نیز شکایت کرده است یا خیر، گفت: خیر من از او شکایتی نکردم. درست است که او رابط اصلی من بود اما به توصیه وکیلم از فردی شکایت کردم که سرشاخه اصلی بود. چرا که این خانم نیز یک مهره بود و پول من از حساب او به حساب سرشاخه اصلی واریز شده بود. مژگان بسیار فقیر بود و در عین حال ظاهر موجه و محجبه‌ای هم داشت. پولی که از این چرخه نصیب مژگان شده در برابر پولی که لیدرهای اصلی برده‌اند تقریباً هیچ است. و به هرحال خواه ناخواه پای خود مژگان هم گیر خواهد بود.

من ترجیح دادم از سرشاخه اصلی شکایت کنم. به توصیه وکیل، از حساب بانکی‌ام پرینت گرفتم و مشخص شد مژگان ۸ میلیونی که از من گرفته بود را به ۵ حساب مختلف واریز کرده است. از آنجا متوجه شدیم که احتمالاً از محل پول من، سود باقی زیر مجموعه‌هایش را پرداخت کرده است. وکیل به من گفت که اگر در روند قضایی به مشکل خوردیم دستور می‌دهد تا فیلم دوربین مدار بسته عابر بانک نیز تهیه شود و به عنوان سند ارائه شود.

داستان علی

علی اعتمادی  که خود را یک کارمند معرفی می‌کند که از قضا، دو سال پیش از طریق دوست نزدیکش با شرکت یونیک فاینانس آشنا شده است. او در رابطه با نحوه فریب خوردنش می‌گوید: کلیات ماجرا و نحوه آشنایی تمامی مالباختگان به یک شکل هست. ما دقیقاً دوره‌ای با شرکت یونیک فاینانس آشنا شدیم که اوج نوسان دلار بود. یعنی دلار از ۱۵-۱۶ تومان یکدفعه به ۲۰-۳۰ تومان می‌رسید. بهترین سرمایه گذاری در آن زمان نیز همین دلار بود.

شرکت یونیک فاینانس در ابتدا به ما سود ثابت نمی‌داد و وقتی علت را جویا شدم گفتند این سهام‌هایی که شما خریداری کرده‌اید در بورس نزدک که بعد از وال استریت بزرگترین بورس دنیاست در حال ترید شدن هستند.

آن‌ها رباتی را معرفی کردند که در عرض ۶۰ ثانیه هزار ترید میزد. به گفته لیدرهای شرکت یونیک فاینانس، این ربات فعالیتش را حتی در روزهای تعطیل ادامه می‌داد و در شرایط سقوط ارز برای ما نوسانگیری می‌کرد تا ما به سود برسیم. سوال بزرگی که مطرح می‌شود این است که دلیل اعتماد ما به این تشکلات چه بود؟ این شرکت اعلام کرده بود که مقر اصلی‌اش در زوریخ سوییس است. یعنی کشوری که امن‌ترین بازار مالی جهان را دارد. و اسامی برندهای بزرگ هرکسی را وسوسه می‌کرد.

سوءاستفاده از اعتماد مردم به نام برندهای بزرگ

در ادامه گفت‌وگو به علی گفتیم اتفاقاً وقتی شما نام شرکت‌های بزرگ را می‌دیدید باید تعجب می‌کردید که چطور به راحتی می‌شود از ایران با آن‌ها همکاری کرد؟!

علی در توجیه این ماجرا توضیح داد: خب اوایل کار برای ما ایمیل‌هایی از سمت یک شرکت واقعی ارسال می‌شد. یعنی آن‌ها از اسم شرکتی سوءاستفاده کردند که واقعاً وجود داشت اما کمی قبل‌تر تعطیل شده بود و ما مطلع نبودیم.

حتی ایمیل‌های ارسالی لوکیشن داشتند. و در یک کانال اسناد، ما اسناد معتبری با لوگوی شرکت‌های مذکور می‌دیدیم.  درگاه‌های بانکی مستر کارت و ویزا کارت را به ما معرفی کردند و اعلام کردند که از طریق آن‌ها حتی می‌توانیم بیتکوین بخریم. موضوع مهم این است که حتی در خود ایران هم استفاده از لوگوی یک شرکت مثلاً ایران خودرو جرم است. ما هم دیدیم که شرکت یونیک فاینانس حدود ۵-۶ سال در حال فعالیت بوده و تا آن زمان هیچ کدام از شرکت‌ها نسبت به سوءاستفاده از لوگوشان اعتراضی نکرده‌اند پس اعتماد کردیم. یعنی آن‌ها یک جریان اعتمادسازی راه اندازی کرده بودند.

آن‌ها گروهی بودن که ۵-۶ سال قبل از فعالیتشان به روانشناسی مخاطبان پرداخته بودند و پیش از آن نیز در بحث پانزی دارای پیشینه بودند. لذا با الگوبرداری از گلد کوئست به راه اندازی شرکت یونیک فاینانس پرداخته بودند و اسناد را طوری ارائه کرده بودند که مو لای درزش نرود.

شرکت یونیک فاینانس کلاً فتوشاپ بود!

علی در تشریح ماجرا به نکته جالبی اشاره کرد. وی گفت: بعدها متوجه شدیم که لوگوهایی که از شرکت‌های بزرگ در اسناد سایت شرکت یونیک فاینانس وجود داشت، ۱۰۰ درصد فتوشاپ بوده است. ما حتی در کانال اسناد دیدم که این شرکت تبلیغات کنار زمین فوتبال داشته است. حتی آن هم صرفاً یک تصویر فتوشاپ برای جلب اعتماد بیشتر و قانونی جلوه دادن کارشان بوده است.

سوءاستفاده از محبت افراد به یکدیگر، شگرد شرکت یونیک فاینانس بود

آن‌ها حسابی تحقیق می‌کردند و وضع زندگی ما را بررسی می‌کردند. برای مثال می‌گفتند علی یک کارمند است که دایره ارتباطی گسترده و دوستان بسیاری دارد پس می‌تواند طعمه خوبی باشد. روزهای اول گفتند که یک لیست سرد و گرم و داغ از افرادی که در زندگی با آن‌ها ارتباط دارید درست کنید. درست مانند گلد کوئست.

لیست سرد شامل افرادی‌ست می‌شد که اگر با آن‌ها تماس بگیرید و درخواست پول کنید بلافاصله درخواستتان را رد خواهند کرد. لیست گرم یعنی افرادی که در مقابل درخواست پول شما، با کمی سوال و جواب حداکثر کمکی که در لحظه می‌توانند به شما کنند را دریغ نخواهند کرد. و لیست داغ یعنی افرادی که حتی اگر خودشان پول نداشته باشند بی معطلی مبلغ مورد نظرتان را برای شما فراهم خواهند کرد.

افرادی که در لیست داغ هستند معمولاً نسبت نزدیکی با شما دارند و اگر کار به شکایت برسد از شما شکایت نخواهند کرد. حالا در نظر بگیرید قسمت‌هایی از کشور که به صورت ایل، قوم و قبیله زندگی می‌کنند و نسبت‌ها همینقدر نزدیک است یعنی سمت غرب کشور، چقدر این اتفاق زیاد رخ می‌دهد. من نیز به اعتبار دوست قدیمی‌ام به شرکت یونیک فاینانس اعتماد کردم. با این حال در ابتدا از او تضمین خواستم و او نام بیمه گلوبال منیجررا به عنوان یک کمپانی آمریکایی تضمین کننده امنیت شرکت یونیک فاینانس معرفی کرد.

این شرکت بیمه تضمین کرده بود که اگر دو ماه سود نگرفتیم، تحت هر شرایطی حتی جنگ، اصل پولمان را به علاوه سودی که به ما تعلق میگرفت را برمی‌گرداند. از دوستم در رابطه با هک شدن سایت شرکت پرسیدم و او شرکت مک کافی را به عنوان تامین کننده امنیت سایت معرفی کرد. جالب است بدانید صاحب این شرکت چند ماه پیش در زندان به علت همین دست تخلفات، فوت کرد!

کرونا همدست شرکت کلاهبردار شد

محسن میرزایی ، مالباخته دیگری که به علت شیوع کرونا و از دست دادن شغلش به سمت یونیک فاینانس کشیده میشود.

او می گوید: شیوع کرونا یکی از دلایلی بود که من وسوسه به سرمایه گذاری شدم. در آن زمان ۲۰۰ میلیون سرمایه گذاری کردم در حالی که می‌توانستم دو ماشین ۲۰۶ صفر بخرم. در زمان شیوع کرونا، بازارهای بورس زمین خورده بود. کاسبی‌ها تعطیل شده بود و وضع اقتصادی مساعد نبود. ضمانتی هم وجود نداشت که این بیماری چه زمانی تمام خواهد شد. در چنین شرایطی ما هر سوالی با شرکت یونیک فاینانس مطرح می‌کردیم یا اعتراضی بابت دیر کرد سود داشتیم به بهانه کرونا ما را از سر خود باز می‌کردند.

او در خصوص اینکه آیا قراردادی با شرکت بسته بودند یا خیر می گوید: به هرحال هیچ جا برای انجام کار بورسی قراردادی نمیبندند. مثلا نوبیتکس هم که یک شرکت ایرانی‌ست، قراردادی ندارد. اما لوکیشن دارد، آدرس و تلفن دارد و پاسخگو هستند.

این نوع کار پیش فرض من بود و تصور می‌کردم شرکت یونیک فاینانس هم مانند نوبیتکس است. به همین علت حتی تحقیق نکردم. از طرفی به کسی که من را معرفی کرده بود بسیار اعتماد داشتم. در حقیقت تمام کارهایشان روانشناسی شده و حساب شده است.

من در همان ابتدا که وارد شرکت شدم به تناسب پولی که گذاشتم، چند حساب مسدود شده یا به اصطلاح ساسبند شده تحویل گرفتم. وقتی علت مسدودی حساب‌هایم را جویا شدم گفتند که به دلیل کرونا ما نمی‌خواهیم که سرمایه گذارانمان متضرر شوند لذا برای جلوگیری از پولشویی اکانت شما ساسبند شده است. از طرفی ما تحریم هستیم و درگاه‌های بانکی بسته هستند. به همین دلیل تا زمان احراز هویتتان لیدر به جای شما عملیات واریز و پرداخت را انجام خواهد داد. بعد از احراز هویت حتی خودتان می‌توانید بیت کوین برداشت کنید. برای اولین اکانت من، ۴ ماه طول کشید تا از شرایط ساسبند خارج شود.

سود اولیه ۴۰۰ دلار بود

محسن در رابطه با علت واقعی مسدودی حساب‌های کاربری‌اش اینطور توضیح می‌دهد : بعدها متوجه شدم تمام حرف‌هایشان دروغ بوده و به دلیل هک شدن سایت و فاش شدن اطلاعات لیدرها، اکانت‌ها مسدود شده بودند.

کمی بعدتر نیز مشخص شد با پولی که من سرمایه گذاری کردم حدود ۲۰ هزار دلار در گروه‌های دیگر ثبت سرمایه انجام شده. من ۱۲ هزار سهم داشتم  که با ۸ هزار دلار آن کلاهبرداری کرده بودند. بعد از مدتی تنها یک اکانت من تایید شد و از مسدودی خارج شد. در آن زمان تماس گرفتم و جویای سود شدم.

برای من هم ۴۰۰ دلار واریز شد.  ماه بعد وقتی دوباره درخواست پول کردم لیدرم به من گفت درگیر خرید ملک است و نمی تواند پرداختی داشته باشد.

دلار RC، دلار تقلبی شرکت یونیک فاینانس

محسن ادامه داد: من بارها برای دریافت پولم تماس گرفتم که یا تماسم رد میشد یا با توهین جواب سربالا میدادند. حتی قرار بود به ما بیت کوین بدهند اما مدتی بعد اعلام کردند که بیت کوین نوسان زیادی دارد و شما متضرر خواهید شد، لذا ما توکن خود شرکت را لانچ کرده و به شما خواهیم داد. آن‌ها بعد از مدتی به ما دلار RC دادند.

یعنی دلاری که توسط شرکت یونیک فاینانس به کسانی که سهام میخرند داده می‌شود. این شرکت حتی تبلیغ‌هایی در راستای فروش سهام داشت. آن‌ها می‌گفتند که شرکت به دلیل اینکه به دنبال سود مشتریانش است، سهام‌ها را با نصف قیمت می‌فروشد. در آن زمان ما دیگر فهمیده بودیم که قصدشان کلاهبرداری ست و به مردم می‌گفتیم که گولشان را نخورند. در همان یک تبلیغ که همین چند ماه پیش منتشر شد، این شرکت ۳۸۸ میلیون دلار ثبت سرمایه داشت.

این فقط یک نمونه از این تبلیغ‌هاست. اگه بخواهیم بگوییم که این شرکت چقدر پول بالا کشیده است باید بگویم که در سال ۹۸ حدود ۲ میلیارد و ۶۸۰ میلیون دلار درقسمت دارایی‌های سایتشان نشان داده می‌شد.

مینا در ادامه گفتگو می‌گوید: شرکت یونیک فاینانس هنوز در حال فعالیت است. از مکان‌های معروف که پاتوق تاپ لیدرهای این شرکت است نیز میتوان به کافه ویونا هروی اشاره کرد. یا حتی رستوران ارکیده در شمیران سنتر بلوار ارتش. من دوستی در این رستوران دارم که هربار با او تماس می‌گیرم می‌گوید لیدر شما همچنان سر میزش شلوغ است!

توکن تخصصی حربه شرکت کلاهبردار

محسن در ادامه این گفتگو می گوید: وقتی کرونا شد سهام‌های اولیه ما به سبد سهام تبدیل شد! بدون اینکه از ما اجازه‌ای بگیرند این اتفاق افتاد و سود نیز ۲۰ دلار کم شد و به ۶۰ دلار رسید. من سهام رولز رویس خریداری کرده بودم. در آن زمان سهام این شرکت در خود آمریکا بخاطر کرونا یک سوم شده بود. به همین دلیل هم چون ارزان شده بود انتخاب من برای خرید بود. الان این سهام سه برابر شده و دارایی من باید ضربدر سه می‌شد یعنی ۳۶ هزار دلار؛ ولی چون دارایی‌ام به سبد سهام تبدیل شده ارزش اولیه حذف شد و تغییری نکرده است. در این مدت هم هیچ سودی نگرفتیم و هر چه در پرتفوی دیده می‌شد تنها بازی با اعداد بود.

پروفایل سایت شبیه فارکس شبیه سازی شده بوده و کسی به تقلبی بودنش شک نمی‌کرد. بلاخره بعد از مدتی اول مرداد امسال توکن شرکت لانچ شد. دو توکن از این شرکت لانچ شد؛ یکی ۶۰۰ میلیون قطعه و دیگری سه میلیارد قطعه.

هرچه پول در اکانت ما جمع شده بود به توکن تبدیل شد. آن زمان ارزش این توکن‌ها به واسطه خرید و فرش سوری از دو کیف پول تقلبی، به ۱۵ دلار رسید.

اما وقتی برای فروش اقدام کردیم ارزش این توکن‌ها به دو دلار رسید و علت را هجوم کاربران برای فروش اعلام کردند. این شرایط  برای ۵ میلیون نفر در پنج کشور جهان از جمله ایران، عراق، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان پیش آمد. البته در اروپا و کشورهایی نظیر اتریش و آلمان نیز مالباخته وجود دارد اما از این پنج کشور بیشتر بودند.  کشورهایی که بیشتر دچار بحران مالی هستند یا به اصطلاح فقر زده‌اند.

تهدید کردن با دلی قرص و محکم!

علی در پاسخ به اینکه چرا دیر شکایت کردید و شرکت همچنان در فعالیت است می گوید: لیدرها و تاپ لیدرها بچه‌ها را شناسایی می‌کنند و تهدیدشان می‌کنند که اگر شکایت کنید، حسابتان بسته می‌شود. هرروز هم به آن‌ها می‌گویند که اینجا ایران است و شکایتتان به جایی نمی‌رسد و  قانونی وجود ندارد که شما را حمایت کند! از طرفی پروسه قانونی در کشور آنقدر طولانی‌ست که مردم از شکایت کردن منصرف می‌شوند. چون زمان زیادی پولشان در شرکت مسدود شده و دیگر حوصله این را ندارند که برای طی شدن مراحل قانونی چند ساله، بازهم صبر کنند.

او نسبت به اینکه آیا تهدید این لیدرها را جایی دارید؟ کسی هست بتواند مدرکی دال بر تهدید از سوی این افراد ارائه دهد؟ میگوید: پیام‌هایشان فضای مجازی هست که مراجع قانونی قبول ندارند. شب گذشته در فضای مجازی به آقای نوجاه پیام خصوصی ارسال کرده و او را تهدید به آدم ربایی کرده‌اند ولی ما نمی‌توانیم این تهدید را ثابت کنیم چون از نظر مراجع قانونی موثق نیستند. بعد از ارسال پیام نیز سریع کاربری خود را پاک می‌کنند و به اصطلاح دیلیت اکانت می‌کنند و دست ما جایی بند نیست.

نکته دیگر اینکه این لیدرها الان ترکیه هستند و با انتشار کلیپ‌هایی طوری ادعا می‌کنند که انگار از هیچ شکایتی نمی‌ترسند و پشتشان قرص است. از همین رو افراد برای شکایت اقدام نمی‌کنند چرا که فکر می‌کنند این لیدرها حتما به بالادستی‌ها متصلند و شکایت کردن از آن‌ها بدون دردسر نیست. گروه شاکیان خودشان چند دسته هستند . دسته اول از شاکیان افرادی هستند که به سبب نسبت‌های نزدیک فامیلی از هم شکایت نمی‌کنند. این همان بحث ورود به خانواده‌هاست که در ابتدا توضیح دادم. چه بسیار خانواده‌هایی که بنیانشان به دلیل همین شرکت یونیک فاینانس از هم پاشیده است.

دسته دوم شاکیان خواه ناخواه نمی‌توانند شکایت کنند چرا که مدارکشان کامل نیست فیش واریزی ندارند. مانند خانم مهفام، که کارت عابر بانک را به لیدر خود داده است چرا که به آن لیدر اعتماد زیادی داشته و رابطه دوستی عمیقی بینشان برقرار بوده است. دسته سوم که شکایت نمی‌کنند جزء افرادی هستند که نقص عضو دارند برای مثال ما در گروه، افراد نابینا، ناشنوا، افراد سرطانی داشتیم. این افراد به خیال اینکه با سود پولشان می‌توانند هزینه درمانشان را تامین کنند به این چرخه وارد شده‌اند.

مو، لای درز کارشان نمی‌رفت

پوریا مالباخته دیگری‌ست که در رابطه با آشنایی‌اش با شرکت یونیک فاینانس اینطور توضیح می‌دهد:

من به شخصه حدود بیست سال از طرف شرکت‌های مختلف هرمی درخواست‌هایی داشتم. اما چون با محتوای گلد کوئست آشنا بودم هربار متوجه شباهت فعالیت می‌شدم و درگیر گروه نمی‌شدم. اما این بار دوست قدیمی من که مهندس پتروشیمی بود و جایگاه شغلی خوبی داشت پیشنهاد این کار را داد در حالی که خودش شغلش را رها کرده و تنها به همین کار بورس مشغول بود و می‌گفت از چند کره‌ای این کار را آموزش دیده است.

این فرد حقوق ماهی ده میلیون تومان خود را رها کرده بود و ادعا می‌کرد ماهی ۴۰ میلیون از این بورس درآمد دارد. این افراد حتی آموزش می‌دیدند که چطور با زیر مجموعه‌هایشان صحبت کنند. افراد این شرکت دائم مشغول شایعه پراکنی هستند. برای مثال شب گذشته در گروه تلگرامی فردی گفت از شکایت کردن صرف نظر کنید و وقتی علت را جویا شدیم مدعی شد که این گروه به یکی از وزیران مملکت متصل است! افرادی پشت پرده این کار هستند که سال‌هاست در زمینه پانزی فعالیت دارند و این پروژه برایشان محلی برای پیاده کردن تمام تجربیات گذشته بود. به همین دلیل فعالیتشان بدون هیچ شکی مورد پذیرش مردم قرار گرفت. چرا که عیب و ایرادهای پروژه‌های قبلی را از آن حذف کرده بودند.

لیدرهای شرکت یونیک فاینانس چه کسانی بودند؟

مینا، علی، محسن و پوریا، فردی به نام محسن درخشان را سرشاخه اصلی معرفی کردند. به گفته آن‌ها این فرد هم‌اکنون نیز در زندان است اما باقی لیدرها از ایران مهاجرت کرده‌اند.

مالباختگان شرکت یونیک فاینانس در ادامه کورش گوران، فرزین فردین فر، الهه جعفری، بهزاد شریفی و نیما طبری را به عنوان لیدرها و زیر مجموعه‌های محسن درخشان معرفی کردند. آنها در ادامه به این موضوع اشاره کردند که تازه دو ماه است که بحث شکایت از یونیک فاینانس توسط امین نوجاه مطرح شده و با هم متحد شده‌اند و با فرار سرشاخه ها به ترکیه، خوشبختانه توانسته اند اقدامات خوبی انجام دهند.

در حال حاضر پرونده شکایت روی میز قاضی صلواتی و قوه قضاییه پیگیر آن است و از طرفی مالباختگان درخواست پیگیری پرقدرتمند تر مراجع قانونی کشور را برای رسیدن به حق و حقوقشان دارند و خواستار قطع شدن فعالیت سرشاخه ها در کشور و قربانی شدن افراد دیگری از هموطنان مان هستند.

گفتنی است چهارشنبه ۵ آبان ماه دومین جلسه متهم مذکور، برگزار شد و قاضی صلواتی تاکید داشته که جهت رسیدگی به این پرونده تعداد شاکیان این پرونده افزایش یابد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا