بازار آنلاین طلا در نقطهای ایستاده که نه میتوان تخصص بازار سنتی را نادیده گرفت و نه میتوان قواعد اقتصاد دیجیتال را با منطق بازار سنتی اداره کرد؛ اختلافنظرهای مطرحشده در پنل داریک نشان داد مسئله اصلی شاید بیش از آنکه «پلتفرم طلا» باشد، نبود یک مدل تنظیمگری مشترک برای بازاری است که هم ویژگیهای یک صنعت سنتی را دارد و هم با منطق اقتصاد دیجیتال حرکت میکند.
بازار آنلاین طلا در سالهای اخیر به یکی از جدیترین نقاط برخورد اقتصاد سنتی و اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است؛ بازاری که از یک سو با دارایی مردم، اعتماد، امنیت و قواعد تخصصی صنعت طلا سروکار دارد و از سوی دیگر، بر بستر پلتفرمهای دیجیتال، معاملات برخط و مدلهای جدید کسبوکار شکل گرفته است.
این دوگانگی، در نشست خبری داریک و در پنلی با حضور آرش سروری بهعنوان گرداننده پنل، ایرج نیازی مدیر سابق بانک کارگشایی و معاون بانکداری شرکتی بانک ملی، رضا الفتنسب رئیس اتحادیه کشوری کسبوکارهای مجازی، سید محمود شربیانی نایبرئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران و عبدالرضا عسگرخانی مدیرعامل داریک، بهوضوح خود را نشان داد.
آنچه در این پنل بیش از هر چیز جلب توجه میکرد، اختلاف بر سر اصل فعالیت آنلاین طلا نبود؛ بلکه اختلاف دیدگاهها درباره این بود که چه کسی باید قواعد این بازار را تعیین کند، چه تخصصی برای نظارت بر آن لازم است و چگونه میتوان میان الزامات بازار طلا و ماهیت یک کسبوکار دیجیتال تعادل ایجاد کرد.
مسئله فقط فروش آنلاین طلا نیست
در ابتدای بحث، ایرج نیازی به تجربه بانک کارگشایی در همکاری با پلتفرمهای طلا اشاره کرد و گفت از همان ابتدا یکی از دغدغههای اصلی، ایجاد بستری قانونی و قابل اعتماد برای نگهداری طلای مردم بوده است.
از نگاه او، بانکها وظیفه دارند به توسعه کسبوکارها کمک کنند و در این مسیر، نگهداری طلا در یک ساختار بانکی میتواند بخشی از ریسک فعالیت پلتفرمها را کاهش دهد. نیازی همچنین به این موضوع اشاره کرد که در مقطعی، طلای تعداد قابل توجهی از پلتفرمها در بانک کارگشایی نگهداری میشد و این همکاری در شرایطی شکل گرفت که چارچوبهای قانونی این حوزه هنوز بهطور کامل مشخص نبود.
این بخش از صحبتها یک نکته مهم را برجسته کرد: اعتماد در بازار آنلاین طلا فقط از فناوری یا برند پلتفرم ایجاد نمیشود؛ پشتوانه فیزیکی دارایی و امکان نظارت بر آن نیز بخش جداییناپذیر اعتماد است.
همین موضوع، یکی از پایههای ایده «انبار هوشمند فلزات گرانبها» در داریک عنوان شد.
طلای مردم نباید در اختیار فروشنده باشد
عبدالرضا عسگرخانی، مدیرعامل داریک، در توضیح مدل فعالیت این مجموعه تأکید کرد که یکی از چالشهای اصلی در بازار آنلاین طلا، تضاد منافع احتمالی میان فروشنده و نگهدارنده دارایی است.
استدلال مطرحشده این بود که اگر پلتفرمی هم فروشنده باشد و هم مدعی نگهداری طلایی که در قبال فروش آن تعهد داده است، مسئله اعتماد و کنترل دارایی به یک چالش جدی تبدیل میشود.
بر همین اساس، ایده انبار هوشمند فلزات گرانبها مطرح شده است؛ ساختاری که قرار است نگهداری طلا را از فرآیند معامله جدا کند و امکان رصد و کنترل دارایی را افزایش دهد.
عسگرخانی همچنین از تجربه همکاری با بانک کارگشایی گفت و تأکید کرد که در بازار آنلاین، همان سازوکارهایی که در بازار سنتی برای کنترل اصالت و دارایی وجود دارد، باید با ابزارهای متناسب با فضای دیجیتال بازطراحی شود.
در واقع، پرسش اصلی این نیست که آیا طلا باید آنلاین معامله شود یا نه؛ بلکه این است که وقتی معامله آنلاین شد، چه زیرساختی باید پشت آن قرار بگیرد تا دارایی واقعی، همزمان با دارایی دیجیتال، قابل رصد و حسابرسی باشد؟
نقطه اختلاف؛ تخصص بازار طلا یا تخصص کسبوکار دیجیتال؟
اما بخش مهمتر پنل، زمانی شکل گرفت که بحث به رابطه میان اتحادیه طلا و پلتفرمهای آنلاین رسید.
سید محمود شربیانی، نایبرئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران، خود را منتقد جدی پلتفرمهای آنلاین طلا معرفی کرد، اما در عین حال بر ضرورت گفتوگو و رسیدن به یک فهم مشترک میان بازار سنتی و پلتفرمها تأکید داشت.
استدلال شربیانی بر یک واقعیت قابل توجه استوار بود: پلتفرم دیجیتال هرچقدر هم از نظر فناوری توانمند باشد، نمیتواند تخصص صنعت طلا را نادیده بگیرد.
از نگاه اتحادیه طلا، شناخت اصالت، عیار، فرآیند تولید، توزیع، مصنوعات، سازوکار بازار و تجربه چندینساله فعالان این صنعت، تخصصی است که صرفاً با داشتن یک پلتفرم یا دانش فناوری به دست نمیآید.
این بخش از انتقاد اتحادیه را نمیتوان به سادگی کنار گذاشت. همانطور که اداره یک پلتفرم بدون شناخت فناوری و ریسکهای دیجیتال میتواند خطرناک باشد، اداره بازار طلا بدون شناخت تخصصی این صنعت نیز میتواند تبعات خودش را داشته باشد.
اما مسئله از جایی پیچیده میشود که بخواهیم منطق بازار سنتی را عیناً به فضای دیجیتال منتقل کنیم.
آیا میتوان برای بازار آنلاین ساعت کاری تعیین کرد؟
یکی از نمونههای مطرحشده در این بحث، فعالیت ۲۴ساعته پلتفرمها بود.
از نگاه بازار سنتی، فعالیت پلتفرمها در تمام ساعات شبانهروز میتواند ریسکهایی ایجاد کند؛ زیرا قیمت طلا و اونس جهانی در ساعات مختلف تغییر میکند و اگر پلتفرم در زمانهایی که بازار سنتی فعال نیست همچنان امکان معامله داشته باشد، مدیریت ریسک و تعهدات آن پیچیدهتر میشود.
این نگرانی از منظر مدیریت ریسک قابل توجه است.
اما از سوی دیگر، راهحل آن لزوماً نمیتواند بازگرداندن پلتفرم دیجیتال به ساعت کاری بازار سنتی باشد.
اقتصاد دیجیتال اساساً با مفهوم «ساعت اداری» متفاوت است. یک پلتفرم آنلاین با بازاری جهانی و لحظهای مواجه است و کاربران آن نیز انتظار دارند خدمات دیجیتال را محدود به ساعات فعالیت یک بازار فیزیکی دریافت نکنند.
بنابراین سؤال مهمتر این است که چگونه باید ریسک معاملات ۲۴ساعته را مدیریت کرد، نه اینکه چگونه فعالیت ۲۴ساعته را متوقف کنیم.
اینجاست که فناوری باید بخشی از راهحل باشد؛ از سامانههای نظارت برخط گرفته تا سازوکارهای مدیریت ریسک، شفافیت موجودی، کنترل لحظهای تعهدات و زیرساختهای قابل حسابرسی.
۳۵ پلتفرم؛ مسئلهای فراتر از تعداد
یکی دیگر از موضوعات مطرحشده در پنل، افزایش تعداد پلتفرمهای فعال در بازار طلا بود.
در این نشست به وجود حدود ۳۵ پلتفرم اشاره شد؛ اما نکته مهمتر از تعداد، تفاوت سطح ریسک و کیفیت فعالیت آنهاست.
الفتنسب بر ضرورت نظارت برخط تأکید کرد و معتقد بود نظارتهای دستی و سنتی نمیتواند پاسخگوی بازاری باشد که معاملات آن بهصورت لحظهای و ۲۴ساعته انجام میشود.
از این زاویه، شاید یکی از مسائل اصلی بازار نه «زیاد بودن پلتفرمها»، بلکه نبود سازوکاری شفاف برای تشخیص پلتفرم سالم از پلتفرم پرریسک باشد.
اگر قرار است دهها پلتفرم در این بازار فعالیت کنند، مردم باید بتوانند بدانند هر کدام چه میزان دارایی واقعی در اختیار دارند، طلای مشتریان کجا نگهداری میشود، چه میزان تعهد ایجاد کردهاند، چه نهادی بر آنها نظارت میکند و در صورت بروز بحران، چه سازوکار مشخصی برای صیانت از دارایی مردم وجود دارد.
این همان نقطهای است که رتبهبندی، شفافیت و نظارت فناورانه میتواند از یک شعار به یک ضرورت تبدیل شود.
چندین نهاد ناظر و یک سؤال ساده
رضا الفتنسب در بخش دیگری از صحبتهای خود، از تعدد نهادهای درگیر در تنظیمگری این حوزه انتقاد کرد؛ وضعیتی که به گفته او، کسبوکارها را با مجموعهای از نهادها و مقررات مختلف مواجه میکند، در حالی که در بسیاری از موارد، مسئولیت نهایی بهطور شفاف مشخص نیست.
این مسئله یکی از مشکلات قدیمی اقتصاد دیجیتال ایران است: تعدد متولیان، بدون شکلگیری یک متولی یا سازوکار هماهنگ برای تنظیمگری.
در چنین شرایطی، کسبوکار نهتنها با یک رگولاتور، بلکه با مجموعهای از نهادها روبهرو میشود؛ در نتیجه ممکن است یک فعالیت از منظر یک نهاد قابل قبول و از منظر نهادی دیگر محل ایراد باشد.
نتیجه چنین وضعیتی برای بخش خصوصی روشن است: افزایش هزینه، کاهش سرعت تصمیمگیری و مهمتر از همه، کاهش امکان پیشبینی آینده کسبوکار.
در بازار حساسی مانند طلا که مستقیماً با سرمایه مردم سروکار دارد، این مسئله اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بازار سنتی و پلتفرمها؛ دو طرف ماجرا بخشی از حقیقت را دارند
شاید مهمترین نتیجه این پنل این باشد که نمیتوان یکی از دو طرف را بهطور کامل درست و دیگری را کاملاً اشتباه دانست.
اتحادیه طلا یک دغدغه واقعی دارد: تخصص بازار طلا نباید قربانی دیجیتالی شدن فرآیند معامله شود.
پلتفرمها نیز یک واقعیت غیرقابل انکار را مطرح میکنند: نمیتوان کسبوکار دیجیتال را با قواعدی که برای بازار فیزیکی و سنتی نوشته شده، اداره کرد.
هر دو گزاره درستاند.
پلتفرمهای طلا به دانش تخصصی بازار طلا نیاز دارند و اتحادیههای طلا نیز برای مواجهه با اقتصاد دیجیتال به دانش فناوری، داده، امنیت سایبری، مدلهای پلتفرمی و مدیریت ریسک دیجیتال نیاز دارند.
راهحل بنابراین نه واگذاری کامل بازار به پلتفرمهاست و نه انتقال کامل آنها به ساختار سنتی اتحادیهها.
راهحل، ایجاد یک مدل تنظیمگری مشترک و تخصصی است.
فاصله سنت و مدرنیته را نمیتوان با دستور پر کرد
شربیانی در بخش دیگری از صحبتهای خود بر ضرورت کاهش فاصله میان بازار سنتی و فضای مدرن تأکید کرد و خواستار برگزاری جلسات و گفتوگوهای بیشتر میان طرفین شد.
این شاید یکی از معدود نقاط مشترک همه طرفهای پنل بود.
اما این گفتوگو زمانی نتیجه میدهد که قرار نباشد هر طرف صرفاً تلاش کند دیگری را به ساختار خودش وارد کند.
اگر اتحادیه طلا بخواهد تمام پلتفرمها را صرفاً با معیارهای بازار سنتی بسنجد، بخش مهمی از ماهیت دیجیتال این کسبوکار نادیده گرفته میشود.
از سوی دیگر، اگر پلتفرمها تصور کنند فناوری میتواند جایگزین دانش و تجربه صنعت طلا شود، بخشی از ریسکهای واقعی این بازار را نادیده گرفتهاند.
اقتصاد دیجیتال قرار نیست اقتصاد سنتی را حذف کند؛ قرار است مدل جدیدی از تعامل میان تخصصهای مختلف ایجاد کند.
بازار طلا؛ یک نمونه از مسئله بزرگتر اقتصاد دیجیتال
شاید به همین دلیل، بحث مطرحشده در پنل داریک را نباید صرفاً به بازار طلا محدود کرد.
آنچه در این نشست دیده شد، نمونهای از یک چالش بزرگتر در اکوسیستم اقتصاد دیجیتال ایران است؛ چالشی که در حوزههای مختلف نیز تکرار شده است: کسبوکارها تغییر کردهاند، اما سازوکار تنظیمگری همیشه همپای آنها تغییر نکرده است.
مسئله امروز فقط این نیست که چه کسی مجوز بدهد یا کدام اتحادیه مسئول باشد. مسئله این است که آیا میتوان برای کسبوکارهای جدید، مدلهای جدید تنظیمگری طراحی کرد یا همچنان باید آنها را در قالب ساختارهایی قرار داد که برای مدلهای کسبوکار چند دهه قبل ساخته شدهاند؟
بازار آنلاین طلا به دلیل ماهیت مالی و حساسیت دارایی مردم، شاید یکی از بهترین نمونهها برای پاسخ دادن به این پرسش باشد.
ضلع سوم ماجرا؛ زیرساخت
در میان بحثهای مطرحشده، یک موضوع بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند: زیرساخت.
اگر قرار است بازار طلا آنلاین باشد، صرف ایجاد یک اپلیکیشن یا پلتفرم معاملاتی کافی نیست.
باید موجودی واقعی طلا قابل احراز باشد؛ محل نگهداری دارایی مشخص باشد؛ تعهدات پلتفرم قابل سنجش باشد؛ معاملات امکان رصد برخط داشته باشند؛ ریسک پلتفرمها قابل ارزیابی باشد و در نهایت، مشتری بداند دارایی او در چه ساختاری نگهداری میشود.
به همین دلیل، آینده این بازار احتمالاً بیش از آنکه به تعداد پلتفرمها وابسته باشد، به کیفیت زیرساختهای پشت آنها وابسته خواهد بود.
در این میان، ایدههایی مانند خزانههای تخصصی، انبارهای هوشمند و سامانههای نظارت برخط میتوانند بخشی از این زیرساخت را شکل دهند؛ البته به شرط آنکه خود این زیرساختها نیز از چارچوبهای شفاف، قابل حسابرسی و قابل اعتماد برخوردار باشند.
سه ضلع آینده بازار آنلاین طلا
اگر بخواهیم مجموعه مباحث مطرحشده در این پنل را جمعبندی کنیم، آینده بازار آنلاین طلا به نظر میرسد به سه ضلع وابسته باشد:
اعتماد اقتصادی، تنظیمگری هوشمند و زیرساخت فنی قابل حسابرسی.
نبود هرکدام از این سه ضلع میتواند رشد بازار را با مشکل مواجه کند.
فناوری بدون اعتماد کافی نیست؛ اعتماد بدون نظارت پایدار نیست و تنظیمگری بدون شناخت فناوری و بازار نیز میتواند به مانع رشد تبدیل شود.
به همین دلیل، مسئله اصلی بازار آنلاین طلا شاید دیگر «آنلاین یا آفلاین بودن» نباشد. این مرحله تا حد زیادی پشت سر گذاشته شده است.
مسئله امروز این است که چگونه میتوان یک بازار سنتی و بااهمیت مانند طلا را وارد اقتصاد دیجیتال کرد، بدون آنکه نه اعتماد مردم قربانی شود و نه نوآوری کسبوکارها.
پنل داریک نشان داد هنوز برای رسیدن به پاسخ این سؤال فاصله وجود دارد؛ اما شاید مهمتر از اختلافنظرهای مطرحشده، این باشد که دو طرف پذیرفتهاند ادامه مسیر بدون گفتوگو، همکاری و بازتعریف نقشها امکانپذیر نیست.
در نهایت، اگر قرار باشد بازار آنلاین طلا به بلوغ برسد، احتمالاً نه بازار سنتی میتواند فناوری را نادیده بگیرد و نه فناوری میتواند تخصص بازار را کنار بزند.
مسئله، انتخاب میان سنت و دیجیتال نیست؛ مسئله ساختن مدلی است که هر دو را در کنار یکدیگر قابل استفاده کند.
لینک کوتاه:
