عبور تعداد دانشآموزان عضو طرح «ایران دیجیتال» از چهار میلیون نفر، بدون تردید اتفاق مهمی است. آموزش هوش مصنوعی و برنامهنویسی به دانشآموزان و تلاش برای ایجاد فرصت برابر دسترسی به آموزش فناوری، از آن دسته اقداماتی است که میتواند در بلندمدت به توسعه سرمایه انسانی کشور کمک کند.
سید ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، نیز در یادداشت خود بر یک نکته مهم تأکید کرده است؛ اینکه تحول دیجیتال صرفاً با زیرساخت اتفاق نمیافتد و کشور برای آینده اقتصاد دیجیتال به نیروی انسانی توانمند نیاز دارد.
با اصل این نگاه نمیتوان مخالفت کرد.
اما یک سؤال جدی وجود دارد: آیا برای رسیدن به این هدف، حتماً باید ساختارها و رویدادهای جدید دولتی ایجاد کنیم یا بهتر است ظرفیتهایی را که سالها در بخش خصوصی شکل گرفتهاند، تقویت کنیم؟
سالهاست در نمایشگاه الکامپ، بخشی با رویکرد دانشآموزی برگزار میشد که در آن دانشآموزان ایدهها و پروژههای خود را ارائه میکردند و در کنار منتورها و فعالان اکوسیستم فناوری، فرصت یادگیری و ارتباط مستقیم با صنعت را پیدا میکردند.
این دقیقاً همان مسیری است که امروز در قالبی بزرگتر و با پشتوانه دولتی دنبال میشود.
پس سؤال اینجاست که چرا به جای حمایت جدیتر از چنین ظرفیتهایی در الکامپ و سایر رویدادهای بخش خصوصی، باید یک همایش جدید با هزینه و ساختار دولتی شکل بگیرد؟
مسئله، مخالفت با برگزاری یک همایش یا حتی نقد اصل طرح «ایران دیجیتال» نیست. اتفاقاً اگر وزارت ارتباطات توانسته چنین طرحی را به بیش از چهار میلیون دانشآموز برساند، باید از آن حمایت کرد.
مسئله، نگاه به ظرفیتهای موجود بخش خصوصی و جلوگیری از موازیکاری است.
در سالهای اخیر، بارها شاهد بودهایم ایدههایی که ابتدا در اکوسیستم خصوصی شکل گرفتهاند، پس از مدتی با ورود دستگاههای دولتی، در قالب پروژه یا همایشهای جدید بازتعریف شدهاند؛ در حالی که شاید راه کمهزینهتر و مؤثرتر، حمایت از همان ظرفیت موجود و توسعه آن بوده باشد.
نمایشگاههایی مانند الکامپ اساساً فرصتی برای همین ارتباط هستند؛ جایی که دانشآموز، استارتاپ، شرکت فناوری، مدیر دولتی، متخصص و مردم میتوانند در یک فضای مشترک کنار هم قرار بگیرند، گفتوگو کنند، ایده ببینند و حتی درباره مشکلاتشان مستقیم صحبت کنند.
این ویژگی را نمیتوان بهسادگی با یک همایش جایگزین کرد؛ همایشی که معمولاً مخاطبان مشخصی دارد و ارتباط میان دولت، بخش خصوصی و جامعه در آن محدودتر و کنترلشدهتر است.
اگر قرار است دولت و بخش خصوصی برای آینده اقتصاد دیجیتال کنار یکدیگر قرار بگیرند، نباید فاصله میان این دو بیشتر شود.
اتفاقاً در شرایط امروز کشور، بیش از هر زمان دیگری به همدلی، همکاری و استفاده از ظرفیتهای یکدیگر نیاز داریم. دولت میتواند نقش سیاستگذار، تسهیلگر و حامی را ایفا کند و بخش خصوصی نیز تجربه، ایده، زیرساخت و شبکه ارتباطی خود را به میدان بیاورد.
شاید اگر بخشی از هزینه و انرژی صرفشده برای برگزاری رویدادهای جدید، به جای ایجاد ساختارهای موازی، صرف تقویت رویدادهایی مانند الکامپ و حمایت از بخش دانشآموزی آن میشد، نتیجهای ماندگارتر و کمهزینهتر به دست میآمد.
این نقد متوجه شخص وزیر ارتباطات نیست. اتفاقاً عملکرد او در بسیاری از حوزهها نشان داده که دغدغه توسعه اکوسیستم فناوری و ارتباط با بخش خصوصی را دارد.
اما مشاوران و تصمیمسازان اطراف مدیران دولتی نیز باید پاسخ دهند که چرا برای هر ایده خوب، نخستین راهحل ایجاد یک رویداد و ساختار جدید است، نه تقویت ظرفیتی که سالها پیش در بخش خصوصی ایجاد شده است.
اگر هدف «ایران دیجیتال» ساختن نسل آینده اقتصاد دیجیتال است، بهتر است این نسل را از همین امروز با یک اصل مهم نیز آشنا کنیم: آینده فناوری را نه دولت به تنهایی میسازد و نه بخش خصوصی به تنهایی؛ آینده زمانی ساخته میشود که این دو به جای موازیکاری، کنار یکدیگر قرار بگیرند.
لینک کوتاه:
