در شرایطی که اپراتورهای ارتباطی طی هفتههای اخیر بار دیگر از ضرورت افزایش تعرفه اینترنت و رشد هزینههای توسعه شبکه سخن میگویند، حمید فتاحی، رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، نیز کمبود سرمایهگذاری و توسعهنیافتن زیرساختها متناسب با رشد مصرف را از عوامل اصلی افت کیفیت ارتباطات معرفی کرده است. او میگوید هنوز تصمیم نهایی درباره افزایش تعرفه گرفته نشده و هرگونه تغییر قیمت باید با تعهدات کیفی اپراتورها همراه باشد؛ اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: اگر کاربران قرار است هزینه بیشتری برای اینترنت بپردازند، چه تضمینی وجود دارد که این بار نتیجه را در کیفیت واقعی خدمات ببینند؟
به گزارش زیمانیوز، اظهارات اخیر رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی درباره وضعیت شبکه ارتباطی کشور، در مقطعی مطرح میشود که بحث افزایش تعرفه اینترنت دوباره به یکی از موضوعات اصلی صنعت ارتباطات تبدیل شده است. از یک سو، اپراتورها بر افزایش هزینههای نگهداری و توسعه شبکه و ضرورت اصلاح درآمدهای خود تأکید میکنند؛ از سوی دیگر، رگولاتوری از ناترازی ارتباطی، عقبماندگی سرمایهگذاری و فاصله میان رشد مصرف و توسعه زیرساختها سخن میگوید.
هر یک از این موضوعات بهتنهایی قابل بررسی است، اما کنار هم قرار گرفتن آنها یک پرسش مهم را پیش میکشد: آیا افزایش احتمالی تعرفه قرار است بخشی از راهحل بحران کیفیت اینترنت باشد؟ اگر پاسخ مثبت است، این افزایش قیمت با چه سازوکار مشخصی به توسعه شبکه و بهبود تجربه کاربران منجر خواهد شد؟
هنوز نمیتوان از اظهارات فتاحی نتیجه گرفت که افزایش تعرفه قطعی شده یا نشست خبری او با هدف زمینهسازی برای چنین تصمیمی برگزار شده است. خود او نیز اعلام کرده که جمعبندی نهایی درباره تعرفهها انجام نشده است. با این حال، همزمانی تأکید اپراتورها بر افزایش هزینهها با برجستهشدن موضوع کمبود سرمایهگذاری، ضرورت شفافیت بیشتر درباره رابطه میان قیمت، سرمایهگذاری و کیفیت را دوچندان میکند.
وقتی ناترازی شبکه مطرح است، مسئولیت نهاد ناظر کجاست؟
فتاحی در تشریح وضعیت شبکه ارتباطی کشور، سرمایهگذاری ناکافی و بهموقعنبودن توسعه زیرساختها متناسب با افزایش مصرف را از عوامل اصلی ناترازی ارتباطی دانسته است. به گفته او، افزایش استفاده از خدمات محتوایی، رشد ترافیک داده و ظهور فناوریهای جدید، از جمله هوش مصنوعی، به شبکههایی با ظرفیت بیشتر، سرعت بالاتر و تأخیر کمتر نیاز دارد؛ درحالیکه توسعه زیرساختها با این تغییرات همگام نبوده است.
این توضیح، بخشی از واقعیت صنعت ارتباطات را روشن میکند؛ توسعه شبکه هزینهبر است و افزایش تقاضا بدون سرمایهگذاری متناسب میتواند به افت کیفیت منجر شود. اما بیان علتهای فنی، بهتنهایی پاسخگوی پرسشهای مربوط به مسئولیت نظارتی نیست.
سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی صرفاً ناظر بر تحولات بازار نیست؛ این سازمان در چارچوب اختیارات قانونی خود، بر عملکرد دارندگان پروانه، تعهدات توسعه شبکه و کیفیت خدمات نیز نظارت میکند. بنابراین، اگر کمبود سرمایهگذاری طی مدتی طولانی به یکی از عوامل اصلی افت کیفیت تبدیل شده، پرسش این است که این عقبماندگی چگونه در فرایندهای نظارتی رصد شده و چه اقداماتی برای الزام اپراتورها به اجرای تعهداتشان انجام گرفته است؟
آیا شاخصهای سرمایهگذاری و توسعه شبکه بهاندازه کافی شفاف بودهاند؟ آیا کاربران و افکار عمومی میتوانند بدانند هر اپراتور چه تعهدی داشته، چه میزان از آن را اجرا کرده و در صورت تأخیر یا کوتاهی، چه پیامدی برای آن در نظر گرفته شده است؟
تعامل با اپراتورها و فراهمکردن زمینه سرمایهگذاری، بخشی از وظایف تنظیمگر است؛ اما این تعامل زمانی به نفع کاربران تمام میشود که در کنار منافع اقتصادی شرکتها، ضمانتهای روشن و قابلسنجشی برای کیفیت خدمات نیز وجود داشته باشد.
افزایش تعرفه؛ راهکار توسعه شبکه یا انتقال هزینه به کاربر؟
فتاحی در بخش مربوط به تعرفهها گفته است اپراتورها طی دو سال گذشته بهطور مستمر درخواست بازنگری در قیمت خدمات را مطرح کردهاند. او افزایش هزینه تجهیزات زیرساختی، از جمله کابل فیبر نوری، را نیز از عوامل مؤثر بر اقتصاد توسعه شبکه دانسته و تأکید کرده است که تصمیمگیری درباره تعرفه باید با درنظرگرفتن هزینههای اپراتورها، ضرورت سرمایهگذاری و شرایط اقتصادی و معیشتی مردم انجام شود.
به گفته رئیس رگولاتوری، در صورت موافقت با افزایش تعرفه نیز باید شاخصهای کنترل کیفیت و تعهدات مشخصی برای اپراتورها تعیین شود. او همچنین تصریح کرده که برخلاف برخی گمانهزنیها درباره میزان افزایش قیمت، تصمیم نهایی هنوز اتخاذ نشده است.
این موضعگیری در ظاهر بر ایجاد توازن میان سه ضلع اصلی تأکید دارد: پایداری اقتصادی اپراتورها، توسعه زیرساخت و توان پرداخت کاربران. مسئله اما در مرحله اجرا مشخص میشود. اگر افزایش تعرفه به تصویب برسد، آیا تعهدات کیفی صرفاً در قالب کلیاتی مانند توسعه شبکه و ارتقای سرعت باقی میمانند یا هر اپراتور باید اهداف مشخصی را در یک بازه زمانی معین محقق کند؟
برای نمونه، میتوان از اپراتورها خواست برنامه خود را برای توسعه ظرفیت شبکه، کاهش اختلال، بهبود سرعت و پایداری ارتباطات و افزایش پوشش مناطق کمبرخوردار منتشر کنند. همچنین باید مشخص باشد چه نهادی تحقق این اهداف را ارزیابی میکند، نتایج چگونه در اختیار عموم قرار میگیرد و در صورت اجرا نشدن تعهدات، چه اقدام اصلاحی یا ضمانت اجرایی در نظر گرفته میشود.
افزایش قیمت بدون سازوکار روشن پاسخگویی، ممکن است هزینه بیشتری بر دوش کاربر بگذارد، بیآنکه او بتواند نتیجه آن را در کیفیت خدمات ارزیابی کند. از همین رو، مسئله فقط میزان افزایش تعرفه نیست؛ موضوع مهمتر، رابطه قابلاندازهگیری میان درآمد بیشتر اپراتورها و بهبود خدماتی است که به مردم ارائه میکنند.
اگر هدف از بازنگری تعرفهها تأمین منابع توسعه شبکه است، لازم است این رابطه پیش از تصمیمگیری برای کاربران توضیح داده شود، نه اینکه پس از افزایش قیمت، به وعدهای برای بهبود آینده تبدیل شود.
آمار توسعه فیبر و ۵G؛ رشد زیرساخت الزاماً به معنای اینترنت بهتر نیست
رئیس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی در گزارش عملکرد این سازمان اعلام کرده است که پوشش فیبر نوری بیش از ۴۰ درصد رشد کرده و تعداد اتصال خانوارها به این فناوری از کمتر از ۴۰۰ هزار اتصال به بیش از دو میلیون رسیده است. به گفته او، بیش از سه میلیون خانوار نیز تحت پوشش فیبر نوری قرار گرفتهاند و بیش از ۵۰۰ سایت جدید نسل پنجم ارتباطات سیار ایجاد شده است.
فتاحی همچنین از رشد ۳۴۷ درصدی شاخص نسبت اتصالهای برقرارشده به پوشش ایجادشده خبر داده است؛ شاخصی که به گفته او، بهرهوری اپراتورها را در تبدیل پوشش ایجادشده به اتصال واقعی نشان میدهد. توسعه اتصال فیبر نوری در مدارس، مراکز بهداشتی، بانکها، مراکز اداری و شهرکهای صنعتی نیز از دیگر موارد مطرحشده در این گزارش بوده است.
این اعداد، در صورت اتکا به دادههای قابلراستیآزمایی و انتشار جزئیات روش محاسبه، میتوانند تصویری از روند توسعه زیرساختها ارائه کنند. با این حال، باید میان «پوشش»، «اتصال» و «کیفیت تجربهشده» تفاوت قائل شد.
قرارگرفتن یک منطقه در محدوده پوشش فیبر نوری لزوماً به این معنا نیست که همه خانوارهای آن منطقه به این فناوری متصل شدهاند. حتی برقرارشدن اتصال نیز بهتنهایی تضمین نمیکند که کاربر در تمام ساعات شبانهروز، سرعت و پایداری مورد انتظار را تجربه کند. همین موضوع درباره توسعه سایتهای ۵G نیز صدق میکند؛ افزایش تعداد سایتها، بدون اطلاعاتی درباره محدوده پوشش مؤثر، ظرفیت شبکه، میزان استفاده و کیفیت واقعی خدمات، تصویر کاملی از وضعیت ارتباطات ارائه نمیدهد.
بنابراین، در کنار آمار توسعه، انتشار دادههایی درباره کیفیت خدمات برای کاربران اهمیت دارد. سرعت دانلود و آپلود، تأخیر، نوسان تأخیر، میزان ازدسترفتن بستههای داده و پایداری اتصال از جمله شاخصهایی هستند که فتاحی نیز به پایش آنها اشاره کرده است. اما پرسش مهم این است که این شاخصها در عمل چه تصویری از عملکرد هر اپراتور ارائه میکنند و آیا امکان مقایسه عمومی و مستقل آنها وجود دارد؟
اگر قرار است کیفیت اینترنت مبنای تصمیمگیری درباره تعرفه باشد، گزارشهای زیرساختی باید به گزارشهای روشن درباره کیفیت خدمات متصل شوند. در غیر این صورت، ممکن است آمار توسعه شبکه افزایش یابد، اما همچنان پاسخ روشنی برای نارضایتی کاربران وجود نداشته باشد.
وعده انتشار گزارشهای فصلی؛ گام لازم، اما نه پایان کار
فتاحی اعلام کرده است که شاخصهای کیفیت شبکه بهطور مستمر رصد میشوند و گزارشهای فصلی سازمان تنظیم مقررات نیز به تفکیک اپراتورها منتشر خواهد شد. او از برگزاری جلسات هفتگی کنترل کیفیت در سازمان و جلسات دوهفتهیکبار با حضور وزیر ارتباطات خبر داده است. همچنین، به گفته او، تعهدات پروانهای اپراتورها باید با نیازهای ارتباطی امروز متناسب شوند و بازنگری در این تعهدات در دستور کار قرار دارد.
انتشار گزارشهای فصلی میتواند گامی مهم برای افزایش شفافیت باشد؛ بهویژه اگر دادهها به تفکیک اپراتور، فناوری، منطقه جغرافیایی و نوع خدمت ارائه شوند. با این حال، صرف اعلام برگزاری جلسات یا پایش مستمر، بهخودیخود نشان نمیدهد که کیفیت شبکه بهبود یافته است.
گزارش عمومی زمانی ارزش عملی پیدا میکند که امکان مقایسه عملکرد اپراتورها در دورههای مختلف را فراهم کند، اهداف تعیینشده را مشخص سازد و فاصله میان عملکرد واقعی و تعهدات را نشان دهد. همچنین لازم است روشن باشد در مواجهه با افت مکرر کیفیت یا اجرا نشدن تعهدات، چه اقداماتی انجام شده است.
در این میان، زمان انتشار گزارشها نیز اهمیت دارد. اگر قرار باشد تعرفهها پیش از انتشار دادههای کافی درباره کیفیت و تعهدات جدید تغییر کنند، کاربران عملاً امکان ارزیابی رابطه میان افزایش قیمت و بهبود خدمات را در زمان تصمیمگیری نخواهند داشت.
پرسش این است که آیا گزارشهای فصلی پیش از هر تصمیم مهم تعرفهای منتشر میشوند؟ آیا نتایج آنها در تصمیمگیری نهایی اثر مستقیم خواهد داشت؟ و آیا مردم میتوانند بفهمند افزایش احتمالی درآمد اپراتورها دقیقاً به کدام تعهدات توسعهای و کیفی گره خورده است؟
بیش از ۴۰۰ هزار شکایت؛ سهم مشکلات شبکه و سهم آگاهی کاربران چقدر است؟
رئیس رگولاتوری اعلام کرده است که طی دو سال گذشته بیش از ۴۰۰ هزار شکایت در سامانه ۱۹۵ ثبت و رسیدگی شده و حدود ۴۰ درصد این شکایتها، به گفته او، با آگاهیبخشی و پیشگیری قابل رفع بودهاند.
این آمار از وجود حجم قابلتوجهی از مراجعات کاربران به سازوکار رسمی شکایت حکایت دارد. با این حال، برای تحلیل دقیقتر وضعیت حقوق مصرفکنندگان، تعداد شکایتها بهتنهایی کافی نیست. لازم است مشخص شود چه سهمی از شکایتها به کیفیت اینترنت، قطعی و اختلال، نحوه محاسبه مصرف، خدمات اپراتورها یا سایر مسائل مربوط بوده است؛ چه تعداد به نتیجه رسیدهاند و در چه مواردی اقدام اصلاحی صورت گرفته است.
همچنین، وقتی گفته میشود بخشی از شکایتها با آگاهیبخشی قابل پیشگیری است، باید میان شکایت ناشی از ناآگاهی و شکایت ناشی از ضعف واقعی خدمات تفاوت گذاشت. آموزش کاربران میتواند از بروز برخی مراجعات تکراری جلوگیری کند، اما نباید بهگونهای تفسیر شود که مسئولیت مشکلات شبکه از اپراتورها به مصرفکنندگان منتقل شود.
برای مثال، اگر کاربر با قطعووصل مکرر ارتباط، سرعت پایین یا اختلال در ساعات پرترافیک مواجه است، صرف آموزش درباره نحوه ثبت شکایت مسئله اصلی او را حل نمیکند. در چنین مواردی، نتیجه مهم آن است که شکایت به بررسی فنی، پاسخ روشن و در صورت تأیید مشکل، اصلاح خدمت منجر شود.
انتشار آمار تفکیکی از شکایتها، زمان رسیدگی، نتیجه بررسی و میزان تکرار مشکلات میتواند نشان دهد سامانه ۱۹۵ تا چه اندازه در صیانت از حقوق کاربران مؤثر بوده است. چنین دادههایی همچنین به ارزیابی عملکرد خود نهاد ناظر کمک میکند.
اینترنت در یک سال گذشته؛ مسئله فقط ظرفیت شبکه نبوده است
بررسی وضعیت اینترنت در یک سال گذشته نشان میدهد که تجربه کاربران را نمیتوان صرفاً با شاخصهای سرمایهگذاری و ظرفیت شبکه توضیح داد. در خرداد ۱۴۰۴، همزمان با درگیری نظامی ایران و اسرائیل، دسترسی به اینترنت با اختلال گسترده مواجه شد و بر اساس دادههای رصد اینترنت انجمن اینترنت، محدودیتها از ۱۳ ژوئن آغاز شد و پس از نزدیک به ۱۲ روز، تا ۲۵ ژوئن روند بازگشت دسترسی کامل شد. گزارش انجمن اینترنت درباره اختلالهای ایران
در دی ۱۴۰۴ نیز اختلال گسترده دیگری در دسترسی به اینترنت گزارش شد. آسوشیتدپرس در گزارشی در ۲۷ مه ۲۰۲۶ نوشت که پس از یک قطع طولانیمدت، دسترسی کاربران بهصورت ناقص بازگشته بود و خدمات در برخی مناطق کند و ناپایدار باقی مانده بود؛ دسترسی به شماری از پلتفرمهای پرکاربرد نیز همچنان با محدودیت همراه بود. گزارش آسوشیتدپرس درباره بازگشت ناقص اینترنت
این رخدادها از نظر ماهیت و علت، لزوماً با مشکلات ناشی از کمبود ظرفیت یا سرمایهگذاری اپراتورها یکسان نیستند. تصمیمهای مربوط به محدودسازی یا قطع سراسری دسترسی ممکن است در سطوحی فراتر از اختیارات مستقیم رگولاتوری اتخاذ شوند و نباید بدون سند، مسئولیت آنها را مستقیماً متوجه رئیس این سازمان دانست.
با این حال، از منظر تجربه کاربران، نتیجه روشن است: کیفیت اینترنت فقط به تعداد سایتهای مخابراتی، توسعه فیبر یا ظرفیت تجهیزات محدود نمیشود. دسترسی پایدار، امکان استفاده قابلاتکا از خدمات، پیشبینیپذیری اتصال و شفافیت درباره محدودیتها نیز بخشی از تجربه واقعی اینترنت هستند.
در این میان، رگولاتوری باید درباره بخشهایی که در حوزه اختیارات و مسئولیتهایش قرار دارند، توضیح روشن ارائه کند؛ از جمله اینکه چگونه کیفیت خدمات اپراتورها را در شرایط اختلال میسنجد، چه دادههایی را منتشر میکند و چگونه از حقوق مشترکانی که برای خدمات ارتباطی هزینه میپردازند، حمایت میکند. در موضوعاتی که خارج از اختیار مستقیم این سازمان است، نیز تفکیک مسئولیتها و توضیح شفاف درباره حدود اختیارات میتواند مانع از ابهام و انتقال نادرست مسئولیت شود.
وقتی اینترنت ابزار کار است، افزایش هزینه فقط یک تغییر در قبض نیست
اینترنت برای بسیاری از کاربران، دیگر صرفاً وسیلهای برای سرگرمی یا ارتباط شخصی نیست. کسبوکارهای آنلاین، تولیدکنندگان محتوا، فروشگاههای اینترنتی، خدمات آموزشی، شرکتهای فناوری و بخش بزرگی از فعالیتهای روزمره اقتصادی به دسترسی پایدار وابستهاند.
در چنین شرایطی، افزایش تعرفه اینترنت میتواند علاوه بر هزینه مستقیم خانوارها، هزینه فعالیت کسبوکارهایی را نیز بالا ببرد که برای فروش، پشتیبانی مشتریان، ارتباط با تأمینکنندگان یا ارائه خدمات خود به شبکه وابستهاند. از سوی دیگر، افت کیفیت و قطعیهای مکرر نیز برای این گروهها هزینه ایجاد میکند؛ هزینهای که ممکن است در قالب ازدسترفتن مشتری، کاهش بهرهوری یا توقف فعالیت ظاهر شود.
به همین دلیل، تصمیمگیری درباره تعرفه نباید صرفاً به مقایسه درآمد و هزینه اپراتورها محدود بماند. لازم است پیامدهای افزایش قیمت برای کاربران و اقتصاد دیجیتال نیز بررسی شود و مشخص باشد که منافع احتمالی این تصمیم چگونه به بهبود خدمات عمومی ارتباطی تبدیل خواهد شد.
اگر اپراتورها برای سرمایهگذاری بیشتر به منابع مالی نیاز دارند، باید برنامههای توسعهای آنها روشن باشد. اگر رگولاتوری نیز افزایش تعرفه را بهعنوان یکی از گزینههای سیاستی بررسی میکند، باید توضیح دهد که چه سازوکاری برای ارزیابی نیاز واقعی به افزایش قیمت و سنجش آثار آن بر کیفیت در نظر گرفته شده است.
فیبر نوری و ۵G؛ هدفگذاریها چه زمانی به تجربه روزمره تبدیل میشوند؟
فتاحی اعلام کرده است که هدفگذاری شده تا پایان سال، ۲۵ درصد جمعیت کشور تحت پوشش نسل پنجم ارتباطات قرار گیرند. او همچنین از برنامه وزارت ارتباطات برای نزدیکشدن سهم ترافیک شبکههای ثابت و سیار به نسبت ۵۰ به ۵۰ تا پایان دولت سخن گفته است.
توسعه فیبر نوری و نسل پنجم میتواند در افزایش ظرفیت و بهبود کیفیت ارتباطات نقش داشته باشد؛ بهویژه اگر شبکه ثابت بتواند بخشی از بار ترافیک را از دوش شبکه سیار بردارد. اما تحقق این اهداف باید با شاخصهایی همراه باشد که اثر آنها را در تجربه روزمره کاربران نشان دهد.
در حوزه فیبر نوری، تعداد خانوارهای تحت پوشش باید در کنار تعداد اتصالهای فعال، میزان استفاده واقعی و کیفیت خدمات بررسی شود. در حوزه نسل پنجم نیز تعداد سایتها یا درصد پوشش اعلامشده باید با دادههایی درباره دسترسی عملی کاربران، ظرفیت شبکه و عملکرد آن در مناطق مختلف همراه باشد.
هدفگذاری زمانی زمانی معنا پیدا میکند که مشخص شود چه کسی مسئول اجرای آن است، چه میزان پیشرفت حاصل شده و در صورت عقبماندن از برنامه، چه اصلاحاتی انجام خواهد شد. در غیر این صورت، اهداف توسعهای ممکن است در سطح اعداد و برنامهها باقی بمانند، بیآنکه کاربران بتوانند زمان و نحوه بهرهمندی از نتایج آنها را ارزیابی کنند.
آزمون اصلی رگولاتوری؛ پیش از افزایش قیمت، معیار پاسخگویی را روشن کند
اظهارات فتاحی حاوی چند نکته مهم است: رگولاتوری کمبود سرمایهگذاری و ناترازی ارتباطی را یکی از عوامل اصلی افت کیفیت میداند؛ از رشد پوشش فیبر نوری و توسعه سایتهای ۵G گزارش میدهد؛ انتشار گزارشهای فصلی کیفیت را وعده میدهد؛ و میگوید در صورت افزایش تعرفه، باید تعهدات کیفی مشخصی برای اپراتورها تعیین شود.
اما میان اعلام برنامه و تحقق نتیجه فاصله وجود دارد. اکنون پرسش اصلی این است که این وعدهها چگونه به تعهداتی قابلاندازهگیری تبدیل میشوند و کاربران چگونه میتوانند نتیجه آنها را بررسی کنند.
پیش از هر تصمیم درباره افزایش تعرفه، چند موضوع باید روشن باشد:
- تعهدات کیفی: هر اپراتور دقیقاً چه اهدافی برای بهبود سرعت، پایداری، کاهش اختلال و توسعه پوشش خواهد داشت؟
- زمانبندی اجرا: این اهداف در چه بازه زمانی محقق میشوند و چه نهادی پیشرفت آنها را ارزیابی میکند؟
- شفافیت دادهها: آیا گزارشهای کیفیت بهصورت عمومی، منظم و به تفکیک اپراتور و منطقه منتشر خواهند شد؟
- ضمانت اجرا: اگر اپراتوری به تعهدات خود عمل نکند، چه پیامدی در انتظار آن خواهد بود و حقوق کاربران چگونه جبران میشود؟
- ارزیابی اثر تعرفه: چه سازوکاری نشان خواهد داد که منابع حاصل از افزایش احتمالی قیمت به سرمایهگذاری و بهبود واقعی خدمات منجر شده است؟
پاسخ به این پرسشها میتواند مشخص کند که بازنگری احتمالی تعرفهها بخشی از یک برنامه روشن برای توسعه شبکه است یا صرفاً افزایش هزینهای که کاربران باید آن را بپذیرند، بدون آنکه از زمان و میزان بهبود کیفیت اطلاع دقیقی داشته باشند.
جمعبندی؛ اینترنت گرانتر، بدون پاسخ روشن پذیرفتنی نیست
توسعه شبکه ارتباطی بدون سرمایهگذاری پایدار ممکن نیست و نمیتوان ضرورت تأمین منابع مالی برای نگهداری و گسترش زیرساختها را نادیده گرفت. اما در مقابل، کاربران نیز نباید تنها حلقهای باشند که هزینه مشکلات ساختاری را پرداخت میکند، بیآنکه از حقوق و ضمانتهای متناسب برخوردار باشد.
اگر رگولاتوری معتقد است کمبود سرمایهگذاری به ناترازی ارتباطی منجر شده، باید علاوه بر توضیح این مسئله، درباره نحوه نظارت بر تعهدات اپراتورها و اقدامات انجامشده برای جلوگیری از انباشتهشدن مشکلات نیز شفاف باشد. اگر افزایش تعرفه یکی از گزینههای پیش روست، باید پیش از هر تصمیم، رابطه میان افزایش قیمت و تعهدات قابلسنجش کیفیت مشخص شود.
معیار موفقیت سیاستگذاری ارتباطی، نه صرفاً رشد پوشش فیبر نوری است و نه تعداد سایتهای جدید نسل پنجم یا برگزاری جلسات نظارتی. معیار نهایی همان چیزی است که فتاحی نیز بر آن تأکید کرده: تجربه کاربران و رضایت مردم.
در نهایت، پرسش از رئیس رگولاتوری روشن است: اگر قرار است کاربران هزینه بیشتری برای اینترنت بپردازند، چه تضمین عملی وجود دارد که کیفیت خدمات بهتر شود و اگر این وعده محقق نشد، چه کسی پاسخگو خواهد بود؟
لینک کوتاه:
