روابط عمومی چیست؟ بازخوانی تحلیلی یک حرفه فراتر از تبلیغ و بازاریابی

روابط عمومی سال‌هاست در مرز میان ارتباطات، مدیریت، سیاست و رسانه ایستاده است؛ حرفه‌ای که اغلب به‌اشتباه با تبلیغات یا بازاریابی یکی دانسته می‌شود. فصل نخست کتاب «راهنمای جامع روابط عمومی» نوشته آلیسون تیکر، با نگاهی تحلیلی به چیستی این حوزه، نشان می‌دهد روابط عمومی نه یک ابزار ارتباطی ساده، بلکه یک کارکرد مدیریتی و اجتماعی است که نقش آن در اعتمادسازی، مشروعیت و گفت‌وگوی سازمان با جامعه تعریف می‌شود.

روابط عمومی؛ فرایندی برنامه‌ریزی‌شده برای تفاهم

یکی از پایه‌ای‌ترین نکاتی که در فصل اول کتاب برجسته می‌شود، فاصله گرفتن از نگاه‌های سطحی به روابط عمومی است. تعریف کلاسیک مؤسسه روابط عمومی (IPR) از روابط عمومی به‌عنوان «تلاش مستمر و برنامه‌ریزی‌شده برای ایجاد و حفظ حسن نیت و تفاهم» تأکید می‌کند که این حرفه نه خودکار است و نه فوری.
تأثیر روابط عمومی در طول زمان آشکار می‌شود و برخلاف تصور رایج، هدف آن الزاماً محبوب‌سازی سازمان نیست، بلکه کمک به درک واقع‌بینانه فعالیت‌ها، حتی در شرایط مخالفت و انتقاد است.

افکار عمومی یکدست نیست؛ ذی‌نفعان واقعی‌اند

فصل اول به‌روشنی این تصور رایج را به چالش می‌کشد که روابط عمومی با «عموم مردم» سروکار دارد. در عمل، سازمان‌ها با شبکه‌ای متنوع از ذی‌نفعان مواجه‌اند؛ از کارکنان و مشتریان گرفته تا نهادهای مدنی، سیاست‌گذاران، رسانه‌ها و جوامع محلی.
درک تفاوت نیازها و انتظارات این گروه‌ها، هسته‌ی مهارت حرفه‌ای روابط عمومی را شکل می‌دهد و نشان می‌دهد چرا این حوزه بیش از آنکه انتقال پیام باشد، مدیریت رابطه است.

روابط عمومی؛ صنعت، نه صرفاً ابزار ارتباطی

تحلیل فصل نخست نشان می‌دهد روابط عمومی امروز به‌عنوان یک صنعت مستقل و اثرگذار در اقتصاد و حکمرانی سازمانی عمل می‌کند. حضور متخصصان روابط عمومی در هیئت‌مدیره‌ها و مشارکت آن‌ها در تصمیم‌سازی‌های کلان، بیانگر آن است که این حرفه به سطحی فراتر از اجرای کمپین‌های رسانه‌ای ارتقا یافته است.
در این چارچوب، روابط عمومی به‌عنوان یک نقش مدیریتی، مسئول تحلیل محیط، مدیریت بحران، حفظ شهرت و تنظیم تعامل سازمان با جامعه تلقی می‌شود.

مرزهای مبهم با بازاریابی و تبلیغات

یکی از محورهای چالش‌برانگیز فصل اول، بررسی نسبت روابط عمومی با بازاریابی و تبلیغات است. اگرچه این سه حوزه در عمل هم‌پوشانی دارند، اما تفاوت‌های مفهومی آن‌ها قابل‌چشم‌پوشی نیست.
بازاریابی بر مصرف‌کننده و سود تمرکز دارد و تبلیغات بر پیام‌های فروش پولی استوار است؛ درحالی‌که روابط عمومی با آگاهی، اعتماد و مشروعیت اجتماعی سر و کار دارد. همین تفاوت باعث شده است که روابط عمومی در بسیاری از سازمان‌ها به‌درستی شناخته نشود یا در دل سایر واحدها حل شود.

رسانه‌های اجتماعی و فروپاشی مرزها

تحولات رسانه‌های اجتماعی، مرز میان روابط عمومی، تبلیغات و بازاریابی را بیش از پیش کمرنگ کرده است. کمپین‌های مبتنی بر تبلیغات شفاهی، تولید محتوا توسط کاربران و سرعت انتشار پیام‌ها، تشخیص ارتباطات خودجوش را از فعالیت‌های برنامه‌ریزی‌شده دشوار کرده‌اند.
در عین حال، همین فضا امکان شکل‌گیری کمپین‌های اعتراضی و ضدروایت‌های قدرتمند را فراهم کرده و نقش روابط عمومی را بیش از گذشته به حوزه‌ی اعتماد و پاسخ‌گویی گره زده است.

رویکردهای نظری؛ از مدیریت روابط تا نقد قدرت

فصل اول کتاب تنها به تعاریف حرفه‌ای بسنده نمی‌کند و به معرفی رویکردهای نظری روابط عمومی می‌پردازد. از نظریه‌های مدیریتی مانند «تعالی» و «مدیریت روابط» که نگاهی خوش‌بینانه به نقش روابط عمومی دارند، تا رویکردهای انتقادی که این حرفه را ابزاری برای بازتولید قدرت، دستکاری افکار عمومی و تضعیف فرایندهای دموکراتیک می‌دانند.
این تنوع دیدگاه‌ها نشان می‌دهد روابط عمومی یک حوزه‌ی خنثی نیست، بلکه در قلب منازعات اجتماعی و سیاسی قرار دارد.

جمع‌بندی

فصل نخست «راهنمای جامع روابط عمومی» به‌روشنی نشان می‌دهد که تعریف روابط عمومی ساده و یکدست نیست. همین ابهام، دلیل اصلی سوءبرداشت‌ها و در عین حال نشانه‌ی پیچیدگی این حرفه است. روابط عمومی امروز در تقاطع مدیریت، رسانه، سیاست، اخلاق و فناوری قرار دارد و آینده آن بیش از هر چیز به توانایی‌اش در ایجاد گفت‌وگوی واقعی، شفافیت و اعتماد پایدار با جامعه وابسته است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا