سرمایه زیاد مصونیت ایجاد نمی‌کند؛ چرا میلیون‌ها دلار هم نمی‌تواند بعضی استارت‌آپ‌ها را نجات دهد؟

در فرهنگ استارت‌آپی، عدد سرمایه جذب‌شده گاهی به‌عنوان مترادف قدرت شرکت دیده می‌شود.

۱۰ میلیون دلار؛ ۵۰ میلیون دلار؛ ۱۰۰ میلیون دلار؛ ۲۰۰ میلیون دلار.

اما پرونده‌های شکست نشان می‌دهند که سرمایه زیاد می‌تواند یک شرکت را برای مدت طولانی‌تری زنده نگه دارد، بدون اینکه الزاماً مشکل اصلی آن را حل کند.

Anki؛ بیش از ۲۰۰ میلیون دلار و پایان راه

Anki یکی از نمونه‌های قابل توجه این مجموعه است.

این شرکت رباتیک مصرفی بیش از ۲۰۰ میلیون دلار سرمایه جذب کرده بود، اما در نهایت نتوانست سرمایه جدید یا خریدار مناسبی پیدا کند و تعطیل شد.

سؤال مهم این نیست که «چطور شرکتی با ۲۰۰ میلیون دلار شکست خورد؟»

سؤال مهم‌تر این است:

این ۲۰۰ میلیون دلار قرار بود چه چیزی را ثابت کند؟

سرمایه زمانی ارزش دارد که در فاصله‌ای مشخص، شرکت را به مرحله بعدی برساند.

اگر سرمایه صرف توسعه محصول، نیروی انسانی، بازاریابی و توسعه جغرافیایی شود اما شاخص‌های اقتصادی شرکت بهبود پیدا نکند، سرمایه بزرگ فقط اندازه سازمان را بزرگ‌تر می‌کند.

Argo AI؛ یک میلیارد دلار کافی نبود

Argo AI نیز در سال ۲۰۱۷ با تعهد سرمایه‌گذاری یک میلیارد دلاری Ford وارد صحنه شد و بعدها ارزش‌گذاری آن به ۷.۳ میلیارد دلار رسید.

اما طبق گزارش‌های موجود، شرکت برای جذب سرمایه‌گذاران جدید با مشکل مواجه شد و پیشرفت تجاری‌سازی فناوری رانندگی خودران نیز کندتر از انتظار بود. در نهایت Ford و Volkswagen مسیر استراتژیک خود را تغییر دادند و Argo AI تعطیل شد.

این نمونه نشان می‌دهد حتی سرمایه‌گذاران بسیار بزرگ و پشتوانه صنعتی قدرتمند هم تضمین بقای استارت‌آپ نیستند.

سرمایه زیاد حتی می‌تواند هزینه شکست را بزرگ‌تر کند

هرچه سرمایه بیشتر باشد، معمولاً سازمان نیز بزرگ‌تر می‌شود.

نیروی انسانی بیشتر.

دفتر و زیرساخت بیشتر.

هزینه عملیاتی بیشتر.

تعهدات بیشتر.

انتظار رشد بیشتر.

و در نتیجه، burn rate بالاتر.

در چنین شرایطی، یک شرکت ممکن است زمانی که هنوز سرمایه دارد، از نظر مالی «زنده» به نظر برسد؛ اما در واقع برای رسیدن به نقطه بعدی به سرمایه‌ای بسیار بزرگ‌تر نیاز داشته باشد.

Fast؛ وقتی سرعت رشد از درآمد جلو می‌زند

Fast نیز نمونه دیگری است. این شرکت ۱۲۵ میلیون دلار سرمایه جذب کرده بود، اما رشد هزینه‌ها و burn بالا نسبت به رشد درآمد، جذب سرمایه بعدی را دشوار کرد.

بنابراین سرمایه قبلی لزوماً مهم‌ترین سؤال نیست.

سرمایه‌گذار جدید می‌پرسد:

بعد از پول قبلی چه اتفاقی افتاد؟

اگر پاسخ این باشد که شرکت فقط بزرگ‌تر شده اما مدل اقتصادی آن هنوز اثبات نشده، سرمایه قبلی تبدیل به یک استدلال برای سرمایه‌گذاری بعدی نمی‌شود.

نتیجه

سرمایه زیاد، زمان می‌خرد.

اما زمان به‌تنهایی ارزش نیست.

اگر شرکت در این زمان نتواند بازار، محصول، درآمد، اقتصاد واحد یا مدل کسب‌وکار خود را بهبود دهد، سرمایه بیشتر فقط سقوط را به تأخیر می‌اندازد.

به همین دلیل در تحلیل شکست استارت‌آپ‌ها باید بین دو مفهوم تفاوت گذاشت:

«سرمایه زیاد داشتن»

و

«استفاده مؤثر از سرمایه برای رسیدن به نقطه‌ای که سرمایه بعدی دیگر تنها راه بقا نباشد.»

این دو، یکی نیستند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا