اظهارات اخیر مقامهای دولتی درباره قطع اینترنت بهدلیل شرایط امنیتی، دوباره این پرسش را در افکار عمومی زنده کرده است که چرا در زمان بحران، اولین تصمیمها مستقیماً زندگی مردم عادی را هدف میگیرد؟ آیا اینترنت برای تصمیمگیران هنوز فقط یک تهدید است و نه بخشی از زندگی و اقتصاد میلیونها نفر؟
یکی از مسافران تعریف میکرد در روزهای جنگ، داخل اتوبوسی که از مرز زمینی وارد ایران شده بود، مأموری در یکی از ایستهای بازرسی فقط روی «نجس بودن» سگ یک مسافر تأکید میکرد؛ در حالی که صاحب حیوان بارها مدارک سلامت، کارت واکسن و شناسنامه سگ را نشان میداد و توضیح میداد که حیوان هیچ خطری ندارد. در نهایت با وساطت مسافران، ماجرا تمام شد؛ اما مسئله اصلی اختلاف بر سر قانون نبود، بلکه شکاف عمیق در نوع نگاه و درک دو طرف از واقعیت بود. انگار هرکدام در دنیای متفاوتی زندگی میکردند.
برای بسیاری از مردم، نگاه بخشی از تصمیمگیران به اینترنت و اقتصاد دیجیتال شباهت زیادی به همین ماجرا دارد. فضایی که امروز برای میلیونها ایرانی محل کار، درآمد، آموزش، ارتباط و حتی ادامه زندگی روزمره است، هنوز در نگاه برخی مدیران صرفاً یک تهدید امنیتی یا ابزاری قابل قطع تلقی میشود.
دولت میگوید محدودیت اینترنت در شرایط بحرانی با هدف حفظ امنیت و مقابله با تهدیدات دشمن انجام میشود؛ اما منتقدان میپرسند چرا در زمان بحران، اولین نتیجهای که مردم احساس میکنند افزایش محدودیت، فشار اقتصادی و اختلال در زندگی روزمره است؟
امروز اینترنت دیگر یک ابزار لوکس یا صرفاً شبکهای برای سرگرمی نیست. هزاران کسبوکار کوچک، فروشگاه آنلاین، راننده اینترنتی، برنامهنویس، فریلنسر، تولیدکننده محتوا و حتی فروشندگان خرد، معیشت خود را به این فضا گره زدهاند. هر ساعت اختلال یا قطعی اینترنت، مستقیماً روی درآمد و آرامش روانی میلیونها نفر اثر میگذارد.
از سوی دیگر، همزمانی برخی حملات سایبری به بانکها و سازمانها با دورههای محدودیت اینترنت، این سؤال را برای افکار عمومی ایجاد کرده که آیا قطع گسترده اینترنت واقعاً توانسته امنیت بیشتری ایجاد کند یا نه. بسیاری از کارشناسان باور دارند امنیت پایدار، بیش از آنکه به محدودسازی عمومی وابسته باشد، به تقویت زیرساختهای فنی، مدیریت حرفهای بحران و افزایش اعتماد عمومی نیاز دارد.
شاید مسئله اصلی همین باشد؛ بخشی از تصمیمگیران هنوز اینترنت را مانند یک کلید خاموش و روشن میبینند، در حالی که برای مردم، اینترنت بخشی از نان، کار، آینده و زندگی روزمره است. وقتی این تفاوت درک وجود داشته باشد، طبیعی است که در هر بحران، مردم احساس کنند قبل از هر چیز خودشان هزینه تصمیمها را پرداخت میکنند
لینک کوتاه:
