در گزارش پیشین، از سه نیروی اثرگذار در انتخابات نصر گفتیم: بنیانگذاران و شرکتهای باسابقه، بازیگران بزرگ اقتصاد دیجیتال و مدیران شبکهای و چندسمتی. اکنون پرسش این است که حضور و رقابت این گروهها چه تغییری در ساختار قدرت سازمان ایجاد خواهد کرد و آیا این رقابت به تقویت نمایندگی صنف منجر میشود؟
انتخابات هشتم سازمان نظام صنفی رایانهای را میتوان از زاویههای مختلف بررسی کرد؛ از ترکیب نامزدها و ائتلافهای انتخاباتی گرفته تا سابقه مدیران و حضور چهرههای تازه در ساختار صنفی. اما فراتر از همه اینها، یک پرسش اساسی وجود دارد: آیا ورود بازیگران جدید به نصر به معنای توزیع گستردهتر قدرت و تقویت نمایندگی صنف است یا صرفاً ترکیب صاحبان قدرت را تغییر میدهد؟
در گزارش پیشین، تلاش کردیم تصویری از نیروهای اثرگذار در انتخابات هشتم ارائه کنیم. از یک سو، بنیانگذاران و شرکتهایی قرار دارند که در شکلگیری و تثبیت نصر نقش داشتهاند؛ از سوی دیگر، پلتفرمها و کسبوکارهای بزرگ اقتصاد دیجیتال قرار گرفتهاند که با تغییر ساختار صنعت، اکنون خواهان نقشآفرینی بیشتری در نهادهای صنفی هستند. در کنار این دو گروه نیز مدیرانی حضور دارند که سابقه فعالیت در چندین شرکت، هیئتمدیره و نهاد اقتصادی و صنفی را در کارنامه خود دارند.
هدف از این دستهبندی، ارزشگذاری درباره افراد یا تعیین حق تقدم یک گروه بر گروه دیگر نبود؛ بلکه میخواستیم نشان دهیم نصر امروز با مجموعهای از منابع متفاوت قدرت روبهروست: قدرت ناشی از سابقه و تجربه نهادی، قدرت اقتصادی و مقیاس فعالیت، و قدرت مدیریتی و شبکه ارتباطات.
اکنون مسئله این است که این قدرتها چگونه باید در خدمت یک نهاد صنفی مشترک قرار بگیرند.
میراث نصر؛ سرمایهای برای آینده، نه امتیازی برای ماندن
نصر محصول تلاش یک نسل از فعالان فناوری اطلاعات است که در شرایطی متفاوت از امروز، برای شکلگیری یک تشکل صنفی و تثبیت جایگاه قانونی آن تلاش کردند. شرکتهای قدیمی نرمافزار، سختافزار، شبکه و زیرساخت، تنها کسبوکارهای اقتصادی نبودند؛ آنها در ایجاد ساختارها، پیگیری مطالبات و شکلگیری حافظه نهادی سازمان نیز نقش داشتند.
این سابقه باید دیده شود. سازمانی که گذشته خود را نادیده بگیرد، بخشی از سرمایه اجتماعی و تجربه مدیریتیاش را از دست میدهد. اما به رسمیت شناختن این میراث به معنای واگذاری حق دائمی مدیریت به نسل نخست نیست.
در واقع، میان دو مفهوم باید تفاوت گذاشت: میراثداری و مالکیت. بنیانگذاران و فعالان قدیمی در ساختن نصر سهم داشتهاند، اما نصر متعلق به همه اعضای امروز و آینده آن است. ارزش تجربه نسل نخست زمانی بیشتر میشود که به انتقال دانش، تربیت مدیران جدید و تقویت ساختارهای پایدار منجر شود.
بنابراین، مطالبه پاسخگویی از مدیران باسابقه نه نفی نقش تاریخی آنها، بلکه بخشی از احترام به همان میراث است.
بازیگران جدید؛ قدرت اقتصادی با مسئولیت صنفی همراه است
تحولات اقتصاد دیجیتال، ترکیب سنتی صنعت فناوری اطلاعات را تغییر داده است. پلتفرمهای بزرگ، کسبوکارهای تجارت الکترونیکی و شرکتهای فعال در حوزه خدمات دیجیتال، امروز بخش مهمی از اقتصاد فناوری را شکل میدهند. طبیعی است که این بازیگران نیز بخواهند در تصمیمگیریهای صنفی حضور داشته باشند.
حضور آنها میتواند به طرح مسائل تازه، گسترش دامنه فعالیت نصر و افزایش قدرت چانهزنی سازمان کمک کند. اما در کنار این فرصت، یک پرسش جدی وجود دارد: آیا قدرت اقتصادی و رسانهای این شرکتها به معنای توانایی نمایندگی همه اعضای صنف است؟
مسائل یک پلتفرم بزرگ با دغدغههای یک شرکت نرمافزاری کوچک، فروشگاه رایانهای، مشاور مستقل یا شرکت متوسط فناوری اطلاعات یکسان نیست. نصر باید بتواند میان این منافع متفاوت تعادل برقرار کند.
از این رو، انتظار از بازیگران جدید فقط حضور در انتخابات و کسب کرسی نیست. آنها باید روشن کنند که چه برنامهای برای مسائل عمومی صنف دارند، چگونه از منافع شرکتهای کوچک و متوسط حمایت میکنند و چه سابقهای در مشارکتهای جمعی و فعالیتهای صنفی دارند.
ورود پلتفرمها زمانی به نفع نصر خواهد بود که قدرت اقتصادی آنها به ظرفیت بیشتر برای حل مسائل مشترک تبدیل شود، نه اینکه صرفاً وزن یک گروه از بازیگران در ساختار تصمیمگیری افزایش یابد.
استمرار مدیران؛ تجربهای که باید پاسخگو باشد
یکی از ویژگیهای انتخابات هشتم، حضور دوباره تعدادی از مدیران دورههای گذشته است. آمارهای منتشرشده درباره نامزدها نشان میدهد بخشی از اعضای اصلی و علیالبدل دوره هفتم تهران بار دیگر در فهرست ثبتنامکنندگان قرار گرفتهاند. همچنین بررسی آرشیو انتخابات گذشته از استمرار حضور برخی چهرهها در دورههای مختلف حکایت دارد.
این موضوع دو وجه دارد. از یک سو، سازمان به تجربه و حافظه نهادی نیاز دارد و کنارگذاشتن مدیران باتجربه صرفاً به دلیل سابقه حضور، لزوماً به بهبود عملکرد منجر نمیشود. از سوی دیگر، استمرار مسئولیت بدون ارزیابی عملکرد و گردش واقعی قدرت میتواند به محدودشدن فرصت حضور نیروهای جدید بینجامد.
بنابراین، پرسش اصلی نباید این باشد که چرا یک مدیر باسابقه دوباره نامزد شده است؛ بلکه باید پرسید در دوره مسئولیت قبلی چه دستاوردی داشته و برای دوره بعد چه برنامه متفاوتی ارائه میکند.
مدیران باسابقه باید درباره عملکرد خود پاسخگو باشند و نامزدهای تازه نیز باید نشان دهند که حضورشان فراتر از تغییر چهرهها، چه برنامهای برای اصلاح ساختار و حل مسائل صنف دارد.
چندمسئولیتی؛ ضرورت شفافیت و مدیریت تعارض منافع
در ساختار اقتصادی و مدیریتی امروز، فعالیت یک فرد در چند شرکت یا نهاد مختلف پدیدهای غیرمعمول نیست. تجربه مدیریتی و ارتباطات حرفهای میتواند برای یک تشکل صنفی ارزشمند باشد. با این حال، وقتی مدیران در چند جایگاه تصمیمگیری حضور دارند، موضوع تعارض منافع اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اگر تصمیمی در نصر بر منافع اقتصادی شرکتی اثر بگذارد که یکی از اعضای هیئتمدیره در آن مسئولیت دارد، چه سازوکاری برای مدیریت این وضعیت وجود خواهد داشت؟ آیا مسئولیتهای بیرونی مدیران برای اعضا شفاف است؟ آیا قواعد مشخصی برای اعلام تعارض منافع و عدم مشارکت در تصمیمگیریهای مرتبط وجود دارد؟
این پرسشها متوجه یک فرد یا گروه خاص نیست. هر ساختار حرفهای باید قواعدی داشته باشد که حتی در صورت حضور مدیران خوشسابقه و مورد اعتماد نیز از بروز تعارض منافع جلوگیری کند.
شفافیت در این زمینه، نه نشانه بیاعتمادی به مدیران، بلکه پیششرط اعتماد پایدار اعضا به سازمان است.
مسئلهای فراتر از انتخابات؛ نصر چقدر برای اعضایش اهمیت دارد؟
در میان بحثهای مربوط به نامزدها و ائتلافها، شاید مهمترین مسئله، میزان اثرگذاری واقعی نصر بر زندگی حرفهای اعضایش باشد.
تعداد اعضا، جایگاه قانونی، کمیسیونهای تخصصی و ارتباط با نهادهای تصمیمگیر، همگی ظرفیتهای ارزشمندی هستند؛ اما داشتن ظرفیت اثرگذاری با اثرگذار بودن تفاوت دارد.
اگر نصر قرار است تشکلی مهم و اثرگذار باشد، باید بتواند نشان دهد چه موانعی را از مسیر کسبوکارها برداشته، کدام مطالبات را به نتیجه رسانده، چه خدماتی به اعضا ارائه کرده و کمیسیونهای تخصصی آن چه خروجی قابل سنجشی داشتهاند.
این ارزیابی باید بر اساس شاخصهای روشن صورت بگیرد؛ نه صرفاً تعداد جلسات، تفاهمنامهها، نشستها و ارتباطات مدیران با مسئولان دولتی.
همچنین باید روشن شود که اعضای استانهای مختلف چه سهمی در تصمیمگیری و بهرهمندی از منابع سازمان دارند. نصر یک تشکل ملی است و نمیتواند صرفاً از دریچه تجربه و مسائل تهران ارزیابی شود.
اهمیت سازمان زمانی افزایش مییابد که اعضا در نقاط مختلف کشور احساس کنند صدای آنها شنیده میشود و حضورشان در نصر به حل مسائل واقعی کسبوکارشان کمک میکند.
استقلال صنفی؛ تعامل با دولت، بدون چشمپوشی از مطالبهگری
یکی از مهمترین کارکردهای نصر، نمایندگی منافع صنف در برابر نهادهای تصمیمگیر است. این وظیفه بدون تعامل با دولت و دستگاههای حاکمیتی امکانپذیر نیست؛ اما تعامل نباید به وابستگی تبدیل شود.
ارزش یک تشکل صنفی فقط به میزان دسترسی مدیران آن به مسئولان دولتی نیست. نصر باید بتواند در کنار گفتوگو و همکاری، در برابر سیاستهایی که به کسبوکارهای فناوری اطلاعات و اقتصاد دیجیتال آسیب میزنند نیز موضع مستقل داشته باشد.
استقلال صنفی به معنای تقابل دائمی با دولت نیست؛ بلکه به معنای حفظ حق نقد، مطالبهگری و نمایندگی منافع اعضا در هر شرایطی است.
ائتلاف انتخاباتی؛ پایان رقابت، آغاز مسئولیت مشترک
ائتلافهای انتخاباتی بخشی از رقابت طبیعی در تشکلها هستند. افراد و شرکتها میتوانند بر اساس دیدگاهها و برنامههای مشترک برای کسب کرسیهای بیشتر همکاری کنند. اما مسئولیت هیئتمدیره منتخب محدود به اعضای یک فهرست یا ائتلاف نیست.
پس از انتخابات، همه اعضا همچنان عضو یک سازماناند و گروههای مختلف باید امکان مشارکت در اداره آن را داشته باشند. کمیسیونهای تخصصی، مسئولیتهای اجرایی و فرصت اثرگذاری نباید به امتیازی انحصاری برای ائتلاف پیروز تبدیل شوند.
نصر برای عبور از رقابتهای انتخاباتی به قواعدی نیاز دارد که مشارکت گروههای مختلف، دسترسی اعضا به اطلاعات و پاسخگویی مدیران را تضمین کند.
مسئله انتخابات هشتم، فقط تغییر مدیران نیست
در نهایت، انتخابات هشتم را نباید به رقابت میان قدیمیها و جدیدها، شرکتهای سنتی و پلتفرمها یا ائتلافهای مختلف تقلیل داد. هر یک از این گروهها بخشی از واقعیت امروز صنعت فناوری اطلاعات و اقتصاد دیجیتال هستند و میتوانند در آینده نصر نقش داشته باشند.
اما هیچکدام بهتنهایی نماینده تمام صنف نیستند. سابقه تاریخی، قدرت اقتصادی و تجربه مدیریتی هر سه میتوانند سرمایه سازمان باشند؛ به شرط آنکه با مسئولیتپذیری، شفافیت و پاسخگویی همراه شوند.
نصر نه ملک شخصی بنیانگذاران است، نه ابزار نفوذ پلتفرمهای بزرگ و نه سکوی تثبیت جایگاه مدیران باسابقه. این سازمان متعلق به مجموعه متنوعی از فعالان صنعت است و هر گروهی که در آن مسئولیت میپذیرد، باید نسبت خود را با منافع کل صنف روشن کند.
بنابراین، پرسش اصلی انتخابات هشتم این نیست که کدام گروه جای گروه دیگر را میگیرد؛ بلکه این است که آیا رقابت میان این نیروها میتواند به قواعدی منجر شود که قدرت را شفافتر توزیع کند، امکان مشارکت را افزایش دهد و نصر را به تشکلی مؤثرتر برای همه اعضا تبدیل کند؟
آینده نصر نه با حذف گذشته ساخته میشود و نه با تکرار آن؛ آینده زمانی شکل میگیرد که تجربه، قدرت اقتصادی و توان مدیریتی در خدمت یک مسئولیت مشترک صنفی قرار گیرند.
لینک کوتاه:
